‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام يهودي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام يهودي. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

الاهيسم و ايسم‌هاي ديگر-به روایت شاگردان ایلیامیم


الاهيسم و ايسم‌هاي ديگر

به روايت يكي از شاگردان
ايسم‌هاي معنوي با قدرت و به سرعت همه جا را مي‌گرفت. چند دهه قبل، فضاي معنوي آمريكا توسط بعضي از معلمين شرقي كه اكثراً هم از هندوستان بودند فتح شده بود. اين معلمان مانند سرنشينان كشتي كريستف كلمب بودند كه در رأس آنها راماكريشنا و شاگرد او ويوكاناندا قرار داشتند. بعد از سخنراني ويوكاناندا موج‌هاي شرقي گرايي پي در پي حيطه‌هاي معنوي آمريكا را فتح مي‌كرد و به تصاحب مستتر فرهنگ معنوي شرق و عمدتاً هند دامن مي‌زد. معلمان و مبلغان ديگر فرهنگ كهن هند هم يك به يك از راه رسيدند و هر كدام منطقۀ بزرگي از ذهن و زمان آمريكا و سپس اروپا را فتح كردند. يوگاناندا، كريشنامورتي، ماهاريشي، اشو راجنيش، پرابهوپادا، ساي بابا، و ديگران. آمريكا و دنبالۀ آن كه اروپا بود شديداً تحت تأثير معنويت هندي قرار گرفته بود. برخي از اين افراد [مانند يوگاناندا] به كاخ سفيد هم رفت و آمد داشتند. جريانهاي مسيحي در برابر اين امواج فراگير و قدرتمند، هر روز ضعيف‌تر مي‌شدند و ميدانهاي جديدي را واگذار مي‌كردند. مردمي كه از افرادي مانند ساتياساي بابا، كريشنا مورتي، راجنيش و ماهاريشي الهام مي‌گرفتند صدها بار بيشتر از كساني بودند كه مثلاً از رئيس جمهور آمريكا الهام پذيري داشتند. آمريكا و اروپا داشت پر مي‌شد از جريانهاي معنوي هندي و در مرحلۀ بعد چيني. نفوذ معنوي چين عمدتاً از طريق جريان ذن و ورزش‌هاي رزمي از نوع چيني بود...
در اوج اين استحاله و غلبۀ معنوي، مسئولين آمريكايي تصميم گرفتند راجنيش را از ايالات متحده اخراج كنند و اين تصميم خود به جهش جديدي در تولد و تكثير انديشه‌هاي هندگرا و بويژه انديشه‌هاي راجنيش، در آمريكا و اروپا و ديگر كشورها منجر شد.
مسئولان آمريكايي براي برخورد با اين پديده فراگير تدابير ديگري را اتخاذ كردند و روش‌هاي نرم و چندوجهي را به كار بردند... بنيادگرايان يهودي و مسيحي فعال شدند. چند انجمن و سازمان بزرگ تبليغ مسيحيت به شيوه جديد وارد عرصه شد. به جريانهاي داخلي ميدان داده شد. بنابراين دهها جريان جديد وارد ميدان شدند. معماران امنيتي آمريكا راه را نه در سركوب و مقابله خشن با جريانهاي وارداتي بلكه در بالا بردن توان توليد و قدرت پاسخگويي يافتند و البته از راههاي ديگر، راههايي مانند كنترل و جهت دهي به جريانات وارد شده و تصرف نامحسوس مركز ثقل آنها...
بنابراين دهها جريان جديد بوجود آمد يا اينكه از حالت ناآشكار خارج و در سطح اجتماع ظاهر شد. سازمان علم مسيحي، كليساهاي خانگي، جرياناتي مانند هيپنوتيزم، اكنكار، ساينتولوژي، شمنيزم (و تنسكريتي)، ان ال پي و داستان پردامنه‌اي به نام تكنيكهاي موفقيت.
بعد از فروپاشي بلوك شرق و با قدرت گرفتن فرآيند جهاني شدن، كشورهاي اروپاي شرقي و خود روسيه هم هر چه بيشتر در معرض اين موج پيش رونده قرار گرفتند. تعداد مراكز مرتبط با يوگا و مدي تيشن در جهان دهها مرتبه از تعداد كليساها، مساجد و كنيسه‌ها بيشتر شد و امروز هم بيشتر است...
اين امواج با وجود همۀ كنترل‌ها و مقاومت‌ها به ايران هم رسيد. جريانهاي يوگايي، كريشنايي، ساي بابايي، تي ام، تانترا، فالون كنگ و مانند اينها در همه جاي ايران و مخصوصاً در تهران ظاهر شده بود. ايسم‌هاي معنوي به دور از چشم متصديان فرهنگي در حال تحكيم ريشه‌هاي خود بودند. اكيست ها، ساينتولوژيست ها، تانتريست ها، يوگيست‌ها و بسياري ايسم‌هاي ديگر. جوانان و مردمي كه به اين جريانات گرايش يا تعلق خاطر داشتند، عموماً نيتي جز خداگرايي و تجربه معنويت نداشتند و حتي مي توان گفت از نظر هوشمندي معنوي، در سطوح بالاي جامعه قرار داشتند.
اما متأسفانه اثر آشكار و مستقيمي از خداوند زنده و حاضر، اثري از لااله الا الله، بسم الله الرحمن الرحيم، قل هوالله احد و اثري از توحيد و يگانگي در بعضي از اين داستانها ديده نمي‌شد. بيشتر آنها به نحوي درباره خدا حرف مي زدند اما پيام لااله الا الله آنقدر در آنها مبهم و مستتر بود كه شايد تنها متخصصان اين زمينه مي‌توانستند آن را بيابند و البته در بعضي از آنها چنين پيامي وجود نداشت يا حتي پيامي متضاد دريافت مي‌شد. در ميدان شلوغ اين ايسم‌ها ايليا از «الله ايسم» حرف زد كه براي مردم به صورت الاهيسم به معناي خداگرايي، خدامحوري، خداباوري، خدادوستي و تسليم الهي بيان شده بود. الله ايسم واكنش و دكتريني بود كه ايليا در مقابل ايسم‌هاي مختلف مطرح كرد و تفاوتهاي زيادي با الاهيسم (كه از ريشه و سابقه‌اي كهن برخوردار بود) داشت اما در بين مردم اين دو مفهوم يكي تلقي مي‌شدند. الاهيسمي كه ايليا بعداً مطرح كرد يك روايت متفاوت، كامل و جامع و هماهنگ از الاهيسم كهن بود و با اطمينان كامل مي‌توان گفت آموزه‌هاي الاهيسم كه توسط ايليا تفسير و تبيين شده جذابترين، قويترين و كاملترين تفسير الاهيسم محسوب مي‌شد اما روايات ديگري نيز از الاهيسم وجود داشت كه توسط اساتيد مختلف در نقاط مختلف دنيا و در زمانهاي مختلف بيان شده بود. كتابهاي متعددي وجود دارند كه بيانگر اين روايات مختلف مي‌باشند.
ما الاهيسم را ترجمه‌اي از عبارت لااله الا الله مي‌دانستيم و الاهيون را كساني كه واقعاً و عملاً به لااله الا الله معتقد هستند و با آن زندگي مي‌كنند. الاهيسم مكتبي كهن و بسيار عميق بود و در ميان مكتبهاي باطني، بوضوح كاملترين، عالي ترين و قديمي ترين مكتب باطني محسوب مي‌شود. تاريخ الاهيسم به هزاران سال قبل بازمي گردد و ايليا آن را از معلمي بزرگ كه به او معلم جهاني مي‌گفت، آموخته بود.
«اولين و عملي‏ترين نتيجة لا اله الا الله اين است كه همه چيز تسليم و در تصرف خداست و همگان مي‏بايست خود را آگاهانه تسليم خداوند نمايند.»
... در اين زمان ايليا سعي كرد الاهيسم را با شرايط زمان و مكان بيشتر هماهنگ كند و آنرا به تناسب مسائل اين عصر و شرايط موجود تفسير و تبيين نمايد. او سعي كرد كهن ترين و جديدترين علوم باطني را، همۀ روشهاي تفكر خلاق را و كاملترين و عميق ترين انديشه‌هاي معنوي اين عصر را در زير سايۀ الله ايسم گردآورد و همه را با خداگرايي و توحيد هم جهت و موافق كند.
خداوند چنان با او بود و اسم خداوند آنچنان قدرتمند و شديد از او حمايت مي‌كرد كه اجازه نمي‌داد هيچ انديشه‌اي از جريانات غيرالهي بتواند حتي براي لحظه‌اي در برابر اين حركت كه مبناي خود را لااله الاهو مي‌ديد بايستد...
بسياري از كساني كه به جريانهاي انحرافي (مانند فرقه هاي روان گردان...) مبتلا شده بودند، دوباره به سمت خداگرايي و بازگشت به خداوند جهت گرفتند.[1] در سوال و جوابهايي كه با ايليا در جلسات عمومي مطرح مي‌شد يا برخي مناظره‌هاي كوتاه، همۀ آن انديشه‌ها در برابر انديشه كائناتي لااله الا الله بلافاصله محو مي‌شد. لااله الا الله تبديل به اولين شعار ما شده بود كه آن را به صورت لااله الاهو بيان مي‌كرديم از اين جهت كه ظاهراً و البته ظاهراً، انعطاف پذيري و گسترۀ شنيداري بيشتري براي عبارت لااله الا هو وجود داشت.

«يكي از كليدي ترين اصول الاهيسم اين است كه حقيقت يكيست اما راه‌هاي وصول به حقيقت بيشمار است. خورشيد يكي است اما از نقاط بيشماري مي‌توان به آن نگاه كرد و به سوي آن رفت.»
طرح لا اله الا الله به سرعت در همۀ نمادهايي كه به نحوي مرتبط با حركت بود، اعم از موسسات، انجمن‌ها و تشكل‌هاي ديگر قرار گرفت. آرم اصلي ال ياسين يك «لا» بود كه در آن «اله الا الله» هم آمده بود. آرم نشرتعاليم حق، كتاب تعاليم حق و بيشتر مراكز وابسته، الهام گرفته از لااله الا الله بود اما بعداً از دشمنان خود مي‌شنيديم كه اين آرم‌ها صهيونيستي است يا مربوط به فراماسونرهاست يا چيزهايي از اين قبيل كه البته اينها حرفهايي بي اساس بودند. [2]
... مسئله الاهيسم و الاهيون هنوز آشكارا مطرح نشده بود و صرفاً چند تن از نزديكان از آن خبر داشتند. البته در اين سالها هيچ وقت ديگر هم آشكارا مطرح نشد چون خطر بزرگي در بيان آن وجود داشت. اين احتمال به قوت وجود داشت كه خود ما هم تبديل به يك فرقه شويم. ايليا كاملاً مراقب بود كه اين جريان فكري به يك فرقه تبديل نشود. او حتي براي اين منظور مركز تحقيقات فرقه‌ها و جريانهاي معنوي را راه اندازي كرد كه از طريق آن همه جريانهاي معنوي، چه مثبت و چه منفي، همه فرقه ها، ضدفرقه‌ها و پديده‌هاي نوين ذهن گرا يا معنويت گرا را عميقاً و به طور مستمر رصد مي‌كرديم و تحت بررسي داشتيم. ايليا نمي‌خواست كه به سرنوشت ديگراني كه آنها را اتفاقاً خوب مي‌شناخت مبتلا شود و نمي‌خواست در جاي پاي مدعيان، پا بگذارد. نمي‌خواست پيرامون او جريان جديدي درست شود. او همۀ اين سالها را در بارۀ خدا و خداگرايي، در بارۀ اسم خدا و روح خدا، در بارۀ تسليم الهي، ايمان الهي و عشق الهي، در بارۀ توجه به خدا و حضور الهي حرف زده بود و تا جايي كه ما مي‌ديديم و تجربه مي‌كرديم و مردم اعتراف كردند اكثر كساني كه با آنان برخورد كرده بود به خداوند، به كلام خدا، به نور تفكر و به روشنايي تحقيق پيوند خورده بودند، اما هيچ وقت شرايط آن مهيا نشد كه او آشكارا و بي پرده دربارۀ الاهيسم (الاهيسم باطني و كهن) حرف بزند. كتابهاي مرتبط با الاهيسم، انواع شاخه‌هاي باطني كه همگي از تنه لااله الا هو استخراج شده بودند، سالها آمادۀ انتشار بود اما هيچ يك از آنها منتشر نشد. فقط سي چهل جلد از يكي از اين كتب و آن هم براي دوستان نزديكي كه در ايران يا خارج از ايران بودند، تهيه شد.
لینک‌های مرتبط:
منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم,   سخنرانی, مسلمان, طفره, جریان هدایت الهی, لا اله الا الله, مذاهب, ادیان, کشور, مقاومت, شیعه علی, انجمن متفکران ومحققان, حزب اللهی, دکترین, همانندترین, واجبات, ظریف, ادعا,  مروج اسلام امریکایی, وهابیت, مسیحیت,  رحمت و نور, قران, کتب مقدس, قدیس, قدوسیت, خدای متعال,  شیوه هماهنگ, محسوس, دسترس, مستجاب, تسلیم و خدمتگزار, شهرت, معروفیت, کلاهبردار, شیاد, نفسانیات, نیت خودبینی, قدرت طلبی, تعلیمات, شبکه های ماهواره, مشهور, استخر, توکل, تفسیر بسم الله الرحمن,  مختصر, تصدیق, قران , تفکرات, مجوز, غرض, سوءنیت,  مجذوب, تخلفات فرهنگی, اقتصادی, شکایت, عشق,  اصرار, رایگان, مضحک, متناقض, دانایی؛ التقاطی, معنویت, منکر,  مصری, یونانی, سیبری, هندی, چینی, شیاد, تسلیم الهی, ذکر الهی, شهوات, ریاکار, دروغگو,  موادمخدر, تخدیرکننده, حاکمیت اسلامی, تبلیغ خدا , کلام خدا, نفر الهی, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز, دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, فروردین, ایلیامیم, اعضا, منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم, تسلیم و خدمتگزار, رام الله, التقاط, هندوئیسم, کبیر, خدا, اواتار, فلسطین,  لقب, تفلید, بزرگان, دکتر, اعتماد, تدریس, دانشجو, شوخی, محرمانه, لائیک, علوم اسراری, روشهای باطنی, خط قرمز, مکتب, زیستن هماهنگ, انعطاف پذیری, طبیعی,  میوه, شخصیت, موج, کانال, ویِژگی, باطنی, مستعد,  تفکر, هنرجو, علوم باطنی, صادمیم, باطن گرا, نارها, صید ارواح, سیال, عیسی مسیح, هر صید, حواریون, انبیاء, الیاس نبی, الیسع, اسم, ارتعاشات, کالبد انرژی, جوهر, اسم اعظم, دکترین, قابلیت باطنی,  خدمتگزار, تسلیم, مطیع,  ایمان, توکل, متافیزیک, توانایی, دانش غیر متعارف, تحصیلات, رویاها, روح الله, مشاهدات, طبیعت, ال یاسین,  زنده, شاهد, جلد, حامیم, اعجوبه,  فیض, رحمت, تعلیم, علم لدنی, انسان,  نبوت, مژده, متولد, معجزه, حزب الله, لاعلاج, جنگ لبنان, سونامی اندونزی, روغن زیتون, قارچ, شفادهی بیماران, اسراییل, نشانه شناسی, اعجاب, مرغ بریان, زلزله, بیماران, لاعلاج,  قوانین, جنون, بیماری, ارعاب, تهدید, شیعه, علی, لا اله الا هو, خدمتگزار, الحی القیوم, فرشاد مرادی, تعالیم حق, جنون, تصادفی, حلقه, پیما الهی, فحاشی, تصادف,  خلاق, معجزات, هولوگرافیک, کوانتوم, نسبیت, ابر ریسمانها, فلسفه کهن باطنی, قوه خلاقه, دره, تصرف, سکان روح, اگاهی, نفر الهی, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز


[1] وقتي كه ناقوسهاي بزرگ به صدا در مي‌آيد صداي زنگهاي كوچك شنيده نمي‌شود. ضرب المثلی از یوگسلاوی 
[2]  به قضاوت عمل بسنده نکن. ببين انگيزه عمل چه بود تا هر کس چنانکه هست خود را به تو بنماياند. کنفسيوس

۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

واکنش به منتقدان و بدبینان- استاد ایلیا میم رام الله


واکنش به منتقدان و دشمنان

به روايت ال ياسين
در موقعيت‏هايي که بحثي پيش آمده است ايليا غالباً اصراري بر اثبات و مورد قبول واقع شدن خود توسط ديگران نداشته است.[1] بعضي از مواقعي که از او دليل و مدرکي طلب شده است با بي‏توجهي از کنار مطلب گذشته است و گاهي حجم عظيمي از دلايل و مستندات را ارائه داده است بنابراين نمي توان واکنش مشخصي را در اين زمينه از او سراغ گرفت.
در مواردي هم او خودش را بزرگترين دليل خودش ذکر کرده است و کارها و آموزشهايش را پر از دلايل و شواهد روشن دانسته است. «هر کسي قبل از آنکه خود را معرفي کند معرفي شده». اشخاصي که از او عمل خارق‏العاده‏اي را خواسته‏اند تا بواسطه آن عمل خارق العاده از او پيروي کنند با جوابهاي بازدارنده و دفع کننده‏اي روبرو شده‏اند.
او بعضي وقتها به منتقدان خود مستقيماً يا غيرمستقيم کمک کرده است تا کارشان را انجام دهند. حتي گاهي براي اين منظور به نظر مي‏رسد که او از روش ملامتيون استفاده کرده است. شايد استفاده از روش ملامتيون هم راه ديگري براي عيارسنجي و محک دوستان به حساب بيايد يا روشي براي دور کردن بيگانگان و بدبينان تا بر حسب باور خود به نتيجه برسند. برخوردي که او با افراد مختلف دارد کاملاً نسبي است و رابطه‏اش با اشخاص، احتمالاً، آنطور که خودش اشاره کرده است، متناسب با نگاه و انديشه‏اي است که آنان درباره وي دارند و موضعي است که آنرا اتخاذ مي‏کنند.
 «هر طور که آن را ببيني همانطور تجربه اش مي‏کني... حقيقت براي تو همان است که در نگاهت گفته‏اي. اگر خوب آن را ببيني خوب مي‏يابي اش و اگر بد ببيني چاره‏اي جز مواجه شدن با نتيجه نگاهت نداري. حقيقت بر تو همانطور آشکار مي‏شود که آنرا پذيرفته‏اي و اين قانون حقيقت است زيرا بر حسب نگاه تو بر تو آشکار مي‏شود. حدود تو در نگاه تو است و آنچه ببيني واقع‏شدنيست...»

او با افراد متواضع، متواضعانه برخورد مي‏کند اما در برخورد با اشخاص متکبر با خودبيني و تکبري فوق العاده روبرو مي‏شود همچنين با اشخاص منافق و مکار بطرز پيچيده و گيج‏کننده‏اي رفتار مي‏کند و آنها را در آشفتگي قرار مي‏دهد.
بي‏اعتنايي او به مقبوليت عمومي بارها مسائلي را پديد آورده است. او طي سال‌هاي گذشته تلاشي مبني بر اثبات و مورد قبول واقع شدن خود نکرده است و حتي در موارد متعددي در خلاف اين مسير، قدم برداشته است.
بايد اذعان داشت که اين رفتار موجب خشم و اعتراض بعضي از افراد شده است و آنان نارضايتي خود را به شکل‏هاي مختلف از جمله طرح نظرياتي خشمگينانه و آشفته که بطور واضح خشم و عصبيت ارائه‏کنندگان آن را نشان مي‏دهد، بروز داده‏اند. دلايل احتمالي اين گونه نظريات غرض‏ورزانه هميشه يکسان نبوده است دلايلي مانند عدم اعتقاد به ناشناخته و بنابراين ردّ هر گونه مطلبي که به آن مربوط مي‏شود، تهديد شدن منافع، حسد و اغراض شخصي، وابستگي فرقه‏اي، تمايل به نفاق و تفرقه، زير سؤال رفتن باورها يا مورد بي‏توجهي واقع شدن يا بي‏جواب گذاشتن بعضي از سؤال‏ها ممکن است در شکل‏گيري اين قضاوتهاي عجولانه نقش داشته باشند. البته او عموماً به سؤالاتي که صرفاً براي دانستن حقيقت يا بدون غرض‏ورزي و منافع شخصي مطرح شده پاسخ داده است.
گاهي او ديگران را به محکوميت خود تحريک مي‏کند و احتمالاً به عمد زمينه‏هايي را براي ترديد و بدبيني بعضي از اشخاص فراهم مي‏کند. او به قضاوت و افکاري که ديگران درباره‏اش داشته‏اند بي‏توجه بوده است و طوري رفتار کرده است که به نظر بيننده نوعي استقبال از محکوميت به نظر مي‏رسد. مثلاً در مواردي که به کفرگويي و ساحري متهم شده است با سکوت خود به تقويت چنين گمانهايي در ذهن افراد بدبين و ناآگاه دست زده است. يا در پاره‏اي موارد بجاي اينکه دليلي در تأييد خود بياورد بدون رعايت احتياط ظاهري، چيزهايي گفته است که از آن بر عليه خودش استفاده شده است. شايد اين جملات بتواند چنين ديدگاه و واکنشي را هر چه بيشتر توضيح دهد.
 «وقتي که نيازمند تأييد ديگراني بدان که خداوند تو را تأييد نکرده است وقتي افکاري که ديگران درباره تو دارند برايت مهم است بدان که مهمترين معناي زندگي‏ات را هنوز نيافته‏اي. ديگران چه کاري با تو مي‏توانند بکنند؟ نهايتش آن است که تو را بکشند. پس اگر تو عاشق خدايت هستي و مشتاق ديدار او، اين بزرگترين کاري است که آنان مي‏توانند برايت انجام دهند.
منافقان و منکران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏کنند و محکوم مي‏کنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏کنند زيرا خود آنان پيش از اين محکوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏اند... از عيب‏جويي و توهين و تمسخر آنها واهمه نداشته باش زيرا همه منافقان و منکران حق از لعنت هلاک‏کننده خداوند تغذيه مي‏کنند و به مدد آن به حيات غم‏انگيز خود در قبرستان ادامه مي‏دهند...»
ايليا «ميم» کمتر مواضع خود را بطور صريح درباره موضوعي بيان مي‌کند و عمدتاً در لفافه و لفافه‏گويي نظر اصلي خود را بيان مي‏نمايد. عمل به بسياري از ديدگاههاي او به بر هم زدن وضعيت‌هاي ساختگي منجر مي‏شود زيرا اين مواضع حالتي دگرگون‏کننده و تحولي دارند. او در موضع‏گيري‏هاي خود بسياري از محدوديتهاي کاذب را زير سؤال مي‏برد، مصلحتهاي سياستمدارانه را زير پا مي‏گذارد و رفتارهاي کورکورانه را بي‏اهميت مي‏شمارد. در مواردي موضع‏گيري‏هاي او بويژه نسبت به سياست بازان خطرناک و بحث‏برانگيز مي‏شود. اما بطور کلي مي‏توان گفت که هوشمندي عميق، هماهنگي و همسويي، در نظر داشتن شرايط زماني و مکاني و شرايط مخاطب، معني‏گرايي، تازگي و گشايندگي و فرارَوي از وضعيت موجود از بارزترين مشخصات نظرات و مواضع او مي‏باشد. در روابط اجتماعي، ما عموماً آن ديدگاههايي را بعنوان ديدگاه متعادل و درست قبول داريم که اکثريت افراد جامعه در آن اتفاق نظر دارند و فرهنگ عمومي آن را مي‏پذيرد اما او ميزان درستي و نادرستي چنين نظرياتي را عنصر هماهنگي (تناسب زماني و مکاني) دانسته و راست يا دروغ بودن نظرات را هم به کشف و دريافت افراد برمي‏گرداند.
لینک‌های مرتبط:
, به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد فتاح ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد الیاس رام الله ,بانک اطلاع رسانی ضد فرقه ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیامیم ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب زنی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی در مورد ترویج فرقه گرایی ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های کاذب عرفان های جدید تاریخچه مسلک های عرفانی  جریانهای معنویت گرای نوپدید ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های نوظهور فرقه های ضاله عرفان های نوپدید نحله های نوظهور ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد فتاح ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیام پیمان فتاحی


[1]کسیکه بخود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد- گوستاو لوبون