‏نمایش پست‌ها با برچسب (گربه‌سان). نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب (گربه‌سان). نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

عدالت قانوني و قانون عدالت - ایلیامیم


عدالت قانوني و قانون عدالت

يادم نمي آيد كه هرگز قانون را شكسته باشم اما غالباً و از طرف بعضي از كساني كه اين كلمه را مثل شمشير در دست دارند، بارها به آن متهم شده ام. چيزهايي هست مربوط به سالها قبل، كه شايد ظاهراً غيرقانوني بوده باشند اما مطابق آنچه برايم معلوم و روشن بود، عين قانون و عدالت بودند يا آنكه تضاد و تناقضي با كلام خدا نداشتند با اين حال تا جاييكه به حقوق ديگران تجاوز نشود،در بارۀ آنها هم مي گويم. 
سالها قبل وقتي كه دچار آن حالت مذهبي افراطي شده بودم و گروههايي از سنخ مذهبي را راه اندازي كرده بوديم، براي خودم جايگاه دادستان و قاضي به معناي واقعي آن را قائل بودم. بر اين اساس اگر با جرائم حساسي برخورد مي كرديم من خودم رأساً مسئله را حل مي كردم. البته فقط در بعضي از مسائل وارد مي شديم و آن عموماً زماني بود كه توهيني به خدا شده بود يا ظالم و زورگويي را مي ديديم كه با دور زدن قانون، به حقوق مردم تجاوز مي كند.در اين قضايا غالباً دوستان ديگر هم حضور داشتند اما آنها كار خاصي نمي كردند و تقصيري نداشتند و مسئوليت همۀ آن كارها با خودم بود. شايد آنها فقط ناظر بودند يا حضوري نمادين داشتند ...
مثلاً چند بار پيش آمد كه با جرم هايي برخورد كردم كه براي آنها حد معلوم كردم و اجرا كنندۀ حد هم خودم بودم. يك بار يك روحاني را ديديم كه ... معلوم شد كه او اصلاً روحاني نيست بلكه لباس روحانيت را براي سوء استفاده شخصي اش استفاده مي كرده. دو نفري كه همراهم بودند كاري نمي كردند و چون فكر مي كرديم پيامدهاي قانوني اين مسئله شديد باشد، آنها در آن ماجرا دخالتي نكردند. يك بار هم يك مأمور رسمي قانون و يك دوره گرد را مجازات كردم. براي آنها حكم صادر كردم. حكم آن مأمور در واقع مرگ بود اما به دليل رضايت نوجواني كه شديداً‌ مورد تعرض او قرار گرفته بود اين حكم را به شلاق تخفيف داديم. به دوره گرد هم همين حكم را دادم. مردم جمع شده بودند و تقاضا مي كردند كه حكم او را كاهش دهم [1]. البته كسي هم نبود كه بپرسد تو چه كاره اي. اگر هم مي پرسيد احتمالاً جواب محكمي مي گرفت. يك بار همين اتفاق افتاد. به بازار ميوه و سبزي رفته بوديم. متوجه شدم مردم دربارۀ نبود پياز و اينكه غرفه داران پياز دارند اما با قيمت بالا و بصورت غيرآشكار مي فروشند، حرف مي زنند. به واحدي كه درآنجا ناظر بود تذكر داديم. يكي از دوستاني كه همراهم بود تذكر داد اما اتفاقي نيفتاد. آنجا هم رأساً وارد عمل شديم كه شايد غيرقانوني بود. ما خودمان گوني هاي پياز را بيرون كشيديم و جلوي مغازه ها ريختيم و مردم هم هجوم مي آوردند. اتفاقاً اينجا يك نفر بعنوان مأمور تعزيرات، كارتش را به ما نشان داد و از ما خواست كه كارت به او نشان بدهيم كه همانجا خود اين شخص را بعنوان متهم گرفتيم. به اينكه اگر مأمور است چرا رسيدگي نمي كند؟ اما او هم با ما همراه شد. كنار آن بازار يك فروشگاه رفاه بود. مردم كه اين را ديده بودند فكر مي كردند كه من پسر ... هستم. يك نفر آمد و گفت كه اين فروشگاه هم جنس هايي دارد كه نمي فروشد. همراه مردم وارد آنجا شديم. گفتند بايد وقت بگيريد كه با رئيس فروشگاه حرف بزنيد، متأسفانه ما هم گفتيم كه رئيس فروشگاه را بياورند و انبارهايش را هم به روي مردم باز كنند كه وقتي او اين را شنيد خودش به سراغ ما آمد و گفت قصد داشته كه همان روز اين كار را بكند اما مقصر مدير داخلي او بوده كه كوتاهي كرده. همۀ اين كارها ظاهراً غيرقانوني بود اما من مطمئن بودم كه در حال اجراي عدالت هستم. دو سه مرتبه خيابان را بستيم و تعدادي از كساني را كه گمان مي كرديم متخلف اند [ فروشندگان مواد مخدر] را مجازات كرديم. چند بار هم، در پارك هاي بزرگ اين كار را كرديم و افرادي از آن دست [فروشندگان مواد مخدر] را دستگير كرديم. يك راه براي آنها باقي مي گذاشتيم، مي بايست فروشندۀ اصلي و اوليه را معرفي كنند و در دسترس ما قرار دهند...

بيدادي که بر تو وارد مي‏شود در عفو آن مختار هستي، اما بيدادي که به ديگران  وارد مي‏شود ابداً نمي‏توان آن را به بخشي و تا شرف آدميت در وجود تو باقي است بايد در رفع ظلم و تلافي مظلوم با تمام توانايي خود بکوشي.
حضرت علي (ع)


لینک‌های مرتبط:
معنویت ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی, جستجوی عبارت و تمام سایتها و وبلاگ ها و مطالب معتبر موجود در مورد عرفان ایلیا میم رامالله  و پیمان فتاحی, اندیشه های عرفان و ضد فرقه ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی, عقاید و اندیشه ها و طرز فکر ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی در مورد اندیش های انحرافی و فرقه ها و عرفان های کاذب و جعلی,روایت های مختلف ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, برخوردهای امنیتی و اطلاعاتی با ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, اخبار و اطلاعات و سوابق فعالیتی و زندان و دستگیری و برخورد با ضد فرقه ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی, تحقیق دانشجویی و همه مقالات موجود در مورد و در ارتباط ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی , ایلیا رام الله -پیمان فتاحی کیست, چرا به پیمان فتاحی, چرا به ایلیا میم, چرا و ایا ایلیا میم رام الله,درباره عرفان ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی, مکاتب معنوی عرفانی فرقه های موجود در ایران ,نظر ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی در مورد ادیان و مذاهب اسلام و مسیحیت و فرق انحرافی و شیطان پرستی, ضد فرقه رام اله, معنویت ایلیا میم رام اله - پیمان فتاحی, عرفان اصیل ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی, تعداد هواداران و طرفداران و دوستداران پیمان فتاحی -ایلیا, هدف و ضرورت از برخورد با فرقه های ضاله و عرفان های کاذب و جعلی و معنویت های ساختگی و عرفان واره ها و معنویت واره ها و نوپدید و نوظهور و ظاله, همایش ها و سمینارها و سخنرانی ها و گرده همایی های مربوط به بررسی دیدگاه های عرفان های نوظهور و فرق ضاله و گرایش های شیطانی و فراماسونری و جریان های انحرافی, عقاید و نظرات و برداشت های ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی  در مورد و در رابطه با فرقه های مذهبی و ادیان اسلام و مسیحیت و یهود و عرفان های کابالا و شرقی و غربی و هندی,همه سایتها و وبلاگ ها در باره پیمان فتاحی,صحبت های استادایلیا میم رام الله در مورد نحوه برخورد با فرقه های انحرافی و فرقه های ضاله و نوظهور و کاذب و پوشالی, دیدگاه استاد ایلیا میم رام اله درباره نحوه رویارویی و جمع اوری معنویت های منحرف و عرفان واره و معنویت واره و جریان های انحرافی و دروغین و منحرف, برخورد با جریان های معنوی و دگر اندیشان در  قالب جنگ نرم , جدیدترین اخبار وخبرها و اطلاعات و مقالات و مقاله اماده در مورد و درباره ایلیا میم رام الله -عرفان رام الله -پیمان فتاحی ,روش های صحیح برخورد با فرقه های انحرافی عرفان های شیطان پرستی در تهران و شهرهایی مانند کرمانشاه در گفت و گویی با ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی, عرفان ایلیا م رام الله,  تدابیر هوشمندانه در برخورد با جریان های عرفانی انحرافی  و کاذب, نقد و بررسی فرقه های شیطان پرستی و روش برخورد صحیح با آنها با  گفت و گویی با ضد فرقه ایلیا میم رامالله -پیمان فتاحی



[1] - شرح وقايع ذكر شده مدت كوتاهي بعد از وقوع مستند و ثبت شده است. مثالي كه در اينجا مي توان زد اين است كه يك كسي مي گويد « من كشتم پس مجرم هستم» مي پرسي چه چيزي را؟ مي گويد مهم نيست «من كشتم». هر چه مي پرسي چه چيزي را، همان جواب را مي دهد كه « من كشتم پس مجرم هستم » بعداً شاهداني از راه مي رسند و مي گويند بله او راست و درست مي گويد. كشت اما افعي سمي كه قرباني خود را نيش زده بود، كشت. او كشت اما خطر مرگ را كشت. او خراب كرد اما تله هايي كه براي زندگي گذاشته شده بود را خراب كرد. اينجاست كه هر ذهن هوشياري مشكوك مي شود كه چرا گوينده سعي و اصرار دارد چهرۀ بدي از خود بروز دهد. آنسوي پرده چه مي گذرد. ماجرايي كه استاد به اين صورت تعريف مي كند شرح كاملي دارد كه توسط افرادي كه در آن تجربه ها حضور داشته اند ثبت شده است. اين گزارش ها قبلاً دركتابهايي كه مربوط به خاطرات افراد بوده به ثبت رسيده و اكثر آنها نيز بصورت فيلم هاي مستند ضبط شده است. در اينجا خلاصه اي از بعضي از اين وقايع را از زبان شاهدان و حاضران نقل مي كنيم. 
ماجراي فروشندۀ دوره گرد (از زبان يكي از حاضران) : ... وقتي فروشنده دوره گرد بالا آمد با زن همسايۀ ما مشغول صحبت شد. ايشان تازه عروس بود. ساعت حدوداً 10:20 صبح بود. شوهرش در خانه حضور نداشت. دوره گرد شروع كرد با اين خانم حرف زدن و چانه زدن سرِ قيمت جنسي كه مي خواست بفروشد. از وسط صحبتها يكدفعه دوره گرد درخواستي را با اين خانم مطرح كرد... كاملاً‌ مشخص بود كه اين خانم دچار شوك شده. بعد هم از صداها مشخص بود كه پايش را كنار در گذاشته و مي خواست به زور وارد خانه شود. همين وقت بود كه ايليا دوره گرد را گرفت و به پاركينگ خانه برد. به او گفت كه مي خواهي خودم مجازاتت كنم يا تحويل پليس ات بدهم. آخرش قبول كرد كه خود ايليا مجازاتش كند. فكر مي كنم همين را هم نوشت و امضا كرد. سوادش كم بود. چند نفر از همسايه ها متوجه شده بودند و در پاركينگ جمع شدند. حكمي كه ايليا داده بود، كامل اجرا نشد چون آن زن رضايت داد. خيلي ترسيده بود و قيافه اش مثل مرده ها شده بود. مي ترسيد كه شوهرش از اين اتفاق چيزي بداند و مي خواست مسئله زودتر فيصله پيدا كند. ايليا آدرس دادسرا و پليس را هم به آن دوره گرد داد و گفت كه اگر خواست مي تواند از او شكايت كند.
ماجراي شلاق مأمور قانون (از زبان يكي از شاهدان): ما چهار نفر بوديم. با ايليا چهار نفر مي شديم. از اتوبان رد مي شديم كه ايليا به يكي از بچه ها كه رانندگي مي كرد گفت كنار بزند. وقتي پايين رفتيم ديديم كه يك مأمور با اونيفورم ويژه است و دارد يك نوجوان افغاني را كتك مي زند. ايليا او را صدا زد اما او فرار كرد. ما ايست داديم ولي باز هم فرار كرد. يكي از ما اسلحه داشت، مي خواست تيراندازي كند كه ايليا اجازه نداد و گفت بگيريدش. وقتي او را گرفتيم كلي داستان بافت. يك بار گفت مادرم مريض بوده و مي خواستم پول دارويش را تأمين كنم. يك بار گفت زنم الان مريض است و در بيمارستان است. آخر سر هم اعتراف كرد كه اصل ماجرا چه بوده... نوجوان افغاني كه همۀ سر و صورتش از كتك باد كرده بود گريه مي كرد و مي گفت همۀ پولهايم را گرفته و به من ... ايليا گفت تحويل ات بدهم يا خودم مجازاتت كنم ... دست آخر او را به يكي از ميدان هاي شرق تهران برديم و ضربه هاي او اجرا شد. نوجوان افغاني كه آه و نالۀ او را شنيد رضايت داد و نگذاشت حكم تا به آخر اجرا شود. هر چه كرديم از جايش بلند نشد. مي گفت فلج شده ام. يكي از دوستان اسلحه اش را درآورد و مسلح كرد و گفت اگر بلند نشود شليك مي كند. قبل از اينكه به عدد سه برسد او بلند شد و فرار كرد. شرح اين اتفاق، مدت كوتاهي بعد از وقوع آن توسط يكي ديگر از دوستاني كه در آن ماجرا حضور داشت نوشته شد. فكر مي كنم نوشته او كاملتر از اين گزارش باشد چون از‌ آن اتفاق تا امروز سالهاي زيادي مي گذرد.

الاهيسم و ايسم‌هاي ديگر-به روایت شاگردان ایلیامیم


الاهيسم و ايسم‌هاي ديگر

به روايت يكي از شاگردان
ايسم‌هاي معنوي با قدرت و به سرعت همه جا را مي‌گرفت. چند دهه قبل، فضاي معنوي آمريكا توسط بعضي از معلمين شرقي كه اكثراً هم از هندوستان بودند فتح شده بود. اين معلمان مانند سرنشينان كشتي كريستف كلمب بودند كه در رأس آنها راماكريشنا و شاگرد او ويوكاناندا قرار داشتند. بعد از سخنراني ويوكاناندا موج‌هاي شرقي گرايي پي در پي حيطه‌هاي معنوي آمريكا را فتح مي‌كرد و به تصاحب مستتر فرهنگ معنوي شرق و عمدتاً هند دامن مي‌زد. معلمان و مبلغان ديگر فرهنگ كهن هند هم يك به يك از راه رسيدند و هر كدام منطقۀ بزرگي از ذهن و زمان آمريكا و سپس اروپا را فتح كردند. يوگاناندا، كريشنامورتي، ماهاريشي، اشو راجنيش، پرابهوپادا، ساي بابا، و ديگران. آمريكا و دنبالۀ آن كه اروپا بود شديداً تحت تأثير معنويت هندي قرار گرفته بود. برخي از اين افراد [مانند يوگاناندا] به كاخ سفيد هم رفت و آمد داشتند. جريانهاي مسيحي در برابر اين امواج فراگير و قدرتمند، هر روز ضعيف‌تر مي‌شدند و ميدانهاي جديدي را واگذار مي‌كردند. مردمي كه از افرادي مانند ساتياساي بابا، كريشنا مورتي، راجنيش و ماهاريشي الهام مي‌گرفتند صدها بار بيشتر از كساني بودند كه مثلاً از رئيس جمهور آمريكا الهام پذيري داشتند. آمريكا و اروپا داشت پر مي‌شد از جريانهاي معنوي هندي و در مرحلۀ بعد چيني. نفوذ معنوي چين عمدتاً از طريق جريان ذن و ورزش‌هاي رزمي از نوع چيني بود...
در اوج اين استحاله و غلبۀ معنوي، مسئولين آمريكايي تصميم گرفتند راجنيش را از ايالات متحده اخراج كنند و اين تصميم خود به جهش جديدي در تولد و تكثير انديشه‌هاي هندگرا و بويژه انديشه‌هاي راجنيش، در آمريكا و اروپا و ديگر كشورها منجر شد.
مسئولان آمريكايي براي برخورد با اين پديده فراگير تدابير ديگري را اتخاذ كردند و روش‌هاي نرم و چندوجهي را به كار بردند... بنيادگرايان يهودي و مسيحي فعال شدند. چند انجمن و سازمان بزرگ تبليغ مسيحيت به شيوه جديد وارد عرصه شد. به جريانهاي داخلي ميدان داده شد. بنابراين دهها جريان جديد وارد ميدان شدند. معماران امنيتي آمريكا راه را نه در سركوب و مقابله خشن با جريانهاي وارداتي بلكه در بالا بردن توان توليد و قدرت پاسخگويي يافتند و البته از راههاي ديگر، راههايي مانند كنترل و جهت دهي به جريانات وارد شده و تصرف نامحسوس مركز ثقل آنها...
بنابراين دهها جريان جديد بوجود آمد يا اينكه از حالت ناآشكار خارج و در سطح اجتماع ظاهر شد. سازمان علم مسيحي، كليساهاي خانگي، جرياناتي مانند هيپنوتيزم، اكنكار، ساينتولوژي، شمنيزم (و تنسكريتي)، ان ال پي و داستان پردامنه‌اي به نام تكنيكهاي موفقيت.
بعد از فروپاشي بلوك شرق و با قدرت گرفتن فرآيند جهاني شدن، كشورهاي اروپاي شرقي و خود روسيه هم هر چه بيشتر در معرض اين موج پيش رونده قرار گرفتند. تعداد مراكز مرتبط با يوگا و مدي تيشن در جهان دهها مرتبه از تعداد كليساها، مساجد و كنيسه‌ها بيشتر شد و امروز هم بيشتر است...
اين امواج با وجود همۀ كنترل‌ها و مقاومت‌ها به ايران هم رسيد. جريانهاي يوگايي، كريشنايي، ساي بابايي، تي ام، تانترا، فالون كنگ و مانند اينها در همه جاي ايران و مخصوصاً در تهران ظاهر شده بود. ايسم‌هاي معنوي به دور از چشم متصديان فرهنگي در حال تحكيم ريشه‌هاي خود بودند. اكيست ها، ساينتولوژيست ها، تانتريست ها، يوگيست‌ها و بسياري ايسم‌هاي ديگر. جوانان و مردمي كه به اين جريانات گرايش يا تعلق خاطر داشتند، عموماً نيتي جز خداگرايي و تجربه معنويت نداشتند و حتي مي توان گفت از نظر هوشمندي معنوي، در سطوح بالاي جامعه قرار داشتند.
اما متأسفانه اثر آشكار و مستقيمي از خداوند زنده و حاضر، اثري از لااله الا الله، بسم الله الرحمن الرحيم، قل هوالله احد و اثري از توحيد و يگانگي در بعضي از اين داستانها ديده نمي‌شد. بيشتر آنها به نحوي درباره خدا حرف مي زدند اما پيام لااله الا الله آنقدر در آنها مبهم و مستتر بود كه شايد تنها متخصصان اين زمينه مي‌توانستند آن را بيابند و البته در بعضي از آنها چنين پيامي وجود نداشت يا حتي پيامي متضاد دريافت مي‌شد. در ميدان شلوغ اين ايسم‌ها ايليا از «الله ايسم» حرف زد كه براي مردم به صورت الاهيسم به معناي خداگرايي، خدامحوري، خداباوري، خدادوستي و تسليم الهي بيان شده بود. الله ايسم واكنش و دكتريني بود كه ايليا در مقابل ايسم‌هاي مختلف مطرح كرد و تفاوتهاي زيادي با الاهيسم (كه از ريشه و سابقه‌اي كهن برخوردار بود) داشت اما در بين مردم اين دو مفهوم يكي تلقي مي‌شدند. الاهيسمي كه ايليا بعداً مطرح كرد يك روايت متفاوت، كامل و جامع و هماهنگ از الاهيسم كهن بود و با اطمينان كامل مي‌توان گفت آموزه‌هاي الاهيسم كه توسط ايليا تفسير و تبيين شده جذابترين، قويترين و كاملترين تفسير الاهيسم محسوب مي‌شد اما روايات ديگري نيز از الاهيسم وجود داشت كه توسط اساتيد مختلف در نقاط مختلف دنيا و در زمانهاي مختلف بيان شده بود. كتابهاي متعددي وجود دارند كه بيانگر اين روايات مختلف مي‌باشند.
ما الاهيسم را ترجمه‌اي از عبارت لااله الا الله مي‌دانستيم و الاهيون را كساني كه واقعاً و عملاً به لااله الا الله معتقد هستند و با آن زندگي مي‌كنند. الاهيسم مكتبي كهن و بسيار عميق بود و در ميان مكتبهاي باطني، بوضوح كاملترين، عالي ترين و قديمي ترين مكتب باطني محسوب مي‌شود. تاريخ الاهيسم به هزاران سال قبل بازمي گردد و ايليا آن را از معلمي بزرگ كه به او معلم جهاني مي‌گفت، آموخته بود.
«اولين و عملي‏ترين نتيجة لا اله الا الله اين است كه همه چيز تسليم و در تصرف خداست و همگان مي‏بايست خود را آگاهانه تسليم خداوند نمايند.»
... در اين زمان ايليا سعي كرد الاهيسم را با شرايط زمان و مكان بيشتر هماهنگ كند و آنرا به تناسب مسائل اين عصر و شرايط موجود تفسير و تبيين نمايد. او سعي كرد كهن ترين و جديدترين علوم باطني را، همۀ روشهاي تفكر خلاق را و كاملترين و عميق ترين انديشه‌هاي معنوي اين عصر را در زير سايۀ الله ايسم گردآورد و همه را با خداگرايي و توحيد هم جهت و موافق كند.
خداوند چنان با او بود و اسم خداوند آنچنان قدرتمند و شديد از او حمايت مي‌كرد كه اجازه نمي‌داد هيچ انديشه‌اي از جريانات غيرالهي بتواند حتي براي لحظه‌اي در برابر اين حركت كه مبناي خود را لااله الاهو مي‌ديد بايستد...
بسياري از كساني كه به جريانهاي انحرافي (مانند فرقه هاي روان گردان...) مبتلا شده بودند، دوباره به سمت خداگرايي و بازگشت به خداوند جهت گرفتند.[1] در سوال و جوابهايي كه با ايليا در جلسات عمومي مطرح مي‌شد يا برخي مناظره‌هاي كوتاه، همۀ آن انديشه‌ها در برابر انديشه كائناتي لااله الا الله بلافاصله محو مي‌شد. لااله الا الله تبديل به اولين شعار ما شده بود كه آن را به صورت لااله الاهو بيان مي‌كرديم از اين جهت كه ظاهراً و البته ظاهراً، انعطاف پذيري و گسترۀ شنيداري بيشتري براي عبارت لااله الا هو وجود داشت.

«يكي از كليدي ترين اصول الاهيسم اين است كه حقيقت يكيست اما راه‌هاي وصول به حقيقت بيشمار است. خورشيد يكي است اما از نقاط بيشماري مي‌توان به آن نگاه كرد و به سوي آن رفت.»
طرح لا اله الا الله به سرعت در همۀ نمادهايي كه به نحوي مرتبط با حركت بود، اعم از موسسات، انجمن‌ها و تشكل‌هاي ديگر قرار گرفت. آرم اصلي ال ياسين يك «لا» بود كه در آن «اله الا الله» هم آمده بود. آرم نشرتعاليم حق، كتاب تعاليم حق و بيشتر مراكز وابسته، الهام گرفته از لااله الا الله بود اما بعداً از دشمنان خود مي‌شنيديم كه اين آرم‌ها صهيونيستي است يا مربوط به فراماسونرهاست يا چيزهايي از اين قبيل كه البته اينها حرفهايي بي اساس بودند. [2]
... مسئله الاهيسم و الاهيون هنوز آشكارا مطرح نشده بود و صرفاً چند تن از نزديكان از آن خبر داشتند. البته در اين سالها هيچ وقت ديگر هم آشكارا مطرح نشد چون خطر بزرگي در بيان آن وجود داشت. اين احتمال به قوت وجود داشت كه خود ما هم تبديل به يك فرقه شويم. ايليا كاملاً مراقب بود كه اين جريان فكري به يك فرقه تبديل نشود. او حتي براي اين منظور مركز تحقيقات فرقه‌ها و جريانهاي معنوي را راه اندازي كرد كه از طريق آن همه جريانهاي معنوي، چه مثبت و چه منفي، همه فرقه ها، ضدفرقه‌ها و پديده‌هاي نوين ذهن گرا يا معنويت گرا را عميقاً و به طور مستمر رصد مي‌كرديم و تحت بررسي داشتيم. ايليا نمي‌خواست كه به سرنوشت ديگراني كه آنها را اتفاقاً خوب مي‌شناخت مبتلا شود و نمي‌خواست در جاي پاي مدعيان، پا بگذارد. نمي‌خواست پيرامون او جريان جديدي درست شود. او همۀ اين سالها را در بارۀ خدا و خداگرايي، در بارۀ اسم خدا و روح خدا، در بارۀ تسليم الهي، ايمان الهي و عشق الهي، در بارۀ توجه به خدا و حضور الهي حرف زده بود و تا جايي كه ما مي‌ديديم و تجربه مي‌كرديم و مردم اعتراف كردند اكثر كساني كه با آنان برخورد كرده بود به خداوند، به كلام خدا، به نور تفكر و به روشنايي تحقيق پيوند خورده بودند، اما هيچ وقت شرايط آن مهيا نشد كه او آشكارا و بي پرده دربارۀ الاهيسم (الاهيسم باطني و كهن) حرف بزند. كتابهاي مرتبط با الاهيسم، انواع شاخه‌هاي باطني كه همگي از تنه لااله الا هو استخراج شده بودند، سالها آمادۀ انتشار بود اما هيچ يك از آنها منتشر نشد. فقط سي چهل جلد از يكي از اين كتب و آن هم براي دوستان نزديكي كه در ايران يا خارج از ايران بودند، تهيه شد.
لینک‌های مرتبط:
منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم,   سخنرانی, مسلمان, طفره, جریان هدایت الهی, لا اله الا الله, مذاهب, ادیان, کشور, مقاومت, شیعه علی, انجمن متفکران ومحققان, حزب اللهی, دکترین, همانندترین, واجبات, ظریف, ادعا,  مروج اسلام امریکایی, وهابیت, مسیحیت,  رحمت و نور, قران, کتب مقدس, قدیس, قدوسیت, خدای متعال,  شیوه هماهنگ, محسوس, دسترس, مستجاب, تسلیم و خدمتگزار, شهرت, معروفیت, کلاهبردار, شیاد, نفسانیات, نیت خودبینی, قدرت طلبی, تعلیمات, شبکه های ماهواره, مشهور, استخر, توکل, تفسیر بسم الله الرحمن,  مختصر, تصدیق, قران , تفکرات, مجوز, غرض, سوءنیت,  مجذوب, تخلفات فرهنگی, اقتصادی, شکایت, عشق,  اصرار, رایگان, مضحک, متناقض, دانایی؛ التقاطی, معنویت, منکر,  مصری, یونانی, سیبری, هندی, چینی, شیاد, تسلیم الهی, ذکر الهی, شهوات, ریاکار, دروغگو,  موادمخدر, تخدیرکننده, حاکمیت اسلامی, تبلیغ خدا , کلام خدا, نفر الهی, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز, دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, فروردین, ایلیامیم, اعضا, منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم, تسلیم و خدمتگزار, رام الله, التقاط, هندوئیسم, کبیر, خدا, اواتار, فلسطین,  لقب, تفلید, بزرگان, دکتر, اعتماد, تدریس, دانشجو, شوخی, محرمانه, لائیک, علوم اسراری, روشهای باطنی, خط قرمز, مکتب, زیستن هماهنگ, انعطاف پذیری, طبیعی,  میوه, شخصیت, موج, کانال, ویِژگی, باطنی, مستعد,  تفکر, هنرجو, علوم باطنی, صادمیم, باطن گرا, نارها, صید ارواح, سیال, عیسی مسیح, هر صید, حواریون, انبیاء, الیاس نبی, الیسع, اسم, ارتعاشات, کالبد انرژی, جوهر, اسم اعظم, دکترین, قابلیت باطنی,  خدمتگزار, تسلیم, مطیع,  ایمان, توکل, متافیزیک, توانایی, دانش غیر متعارف, تحصیلات, رویاها, روح الله, مشاهدات, طبیعت, ال یاسین,  زنده, شاهد, جلد, حامیم, اعجوبه,  فیض, رحمت, تعلیم, علم لدنی, انسان,  نبوت, مژده, متولد, معجزه, حزب الله, لاعلاج, جنگ لبنان, سونامی اندونزی, روغن زیتون, قارچ, شفادهی بیماران, اسراییل, نشانه شناسی, اعجاب, مرغ بریان, زلزله, بیماران, لاعلاج,  قوانین, جنون, بیماری, ارعاب, تهدید, شیعه, علی, لا اله الا هو, خدمتگزار, الحی القیوم, فرشاد مرادی, تعالیم حق, جنون, تصادفی, حلقه, پیما الهی, فحاشی, تصادف,  خلاق, معجزات, هولوگرافیک, کوانتوم, نسبیت, ابر ریسمانها, فلسفه کهن باطنی, قوه خلاقه, دره, تصرف, سکان روح, اگاهی, نفر الهی, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز


[1] وقتي كه ناقوسهاي بزرگ به صدا در مي‌آيد صداي زنگهاي كوچك شنيده نمي‌شود. ضرب المثلی از یوگسلاوی 
[2]  به قضاوت عمل بسنده نکن. ببين انگيزه عمل چه بود تا هر کس چنانکه هست خود را به تو بنماياند. کنفسيوس

۱۳۹۱ دی ۹, شنبه

معدن جواهرات شاگردان ایلیامیم



به تبعيت از خود استاد كه براي مفاهيم و درس‌هاي مختلف از تمثيل‌ها و داستانها استفاده مي‌كند باز هم براي شرح وضعيت امروز مثالهايي مي‌زنم.

داستاني كه اين روزها در بارۀ استاد مطرح است اين است كه بعضي مي‌گويند استاد معدن جواهرات است و براي اثبات نظر خود تجربه ها، ديده ها، دريافتها، شنيده‌ها و مستندات و شواهد فراوان دارند. بعضي از آنها جواهراتي در كيف‌ها و جيب‌ها و خانه هايشان دارند و مي‌گويند آن را از آن معدن برداشت كرده اند. عده‌اي مي‌گويند معدن جواهراتي در كار نيست بلكه آن فقط يك معدن سنگ معمولي است و هيچ چيز خاصي هم ندارد. چند نفر هم كه در همۀ اين دنيا به بدبيني‌هاي جنون آميز و چشم گل آلود و معيوب معروف‌اند مي‌گويند او حتي معدن سنگ هم نيست بلكه يك معدن سنگ‌هاي اورانيوم است، به آن نزديك نشويد چون تشعشعات راديواكتيو آن ممكن است همۀ شما را بكشد. آنجا يك جاي بسيار خطرناك است. از آنجا دوري كنيد. آنجا همۀ‌ شما مي‌ميريد. بعد كه به آنها جواهرات مختلف، الماس‌ها و مرواريدها، زمردها و ياقوتهاي بسيار گرانبها و كم ياب را نشان مي‌دهي مي‌گويند اينها همه دروغ است. شما توهم زده شده ايد، شما فريب خورده ايد. بعد جواهرات را در دست مي‌گيريم آن را با دقيق‌ترين و قويترين سنگ محك‌ها محك مي‌زنيم و مي‌بينيم بله اين‌ها همه جواهرات ناب و تمام عيار است،اما آنها درِ گوش خود را مي‌گيرند و فقط داد مي‌زنند اينها همه دروغ است.بعد از مدتي وقتي اينها مي‌بينند كه انكار اين همه جواهرات و اين درختي كه ميوه‌هاي آن،قيمتي‌ترين و بزرگترين جواهرات اين دنياست، كاري بسيار مسخره و متناقض است، مي‌گويند قبول داريم كه آنجا معدن جواهرات است و آن درخت هم استثنايي است و ميوه هايش جواهرات است اما باور كنيد كه در درون اين جواهرات،تشعشعات مخرب وجود دارد. اين درخت جواهرات مي‌خواهد شما را به خود جذب كند و از شما سوء استفاده كند، مي‌گوييم او كه خودش بزرگترين و با عظمت‌ترين سرمايه‌ها را در اختيار دارد يكي از ميوه‌هاي آن از هزار سال زحمت شخصي مثل من بسيار پربها‌تر است. و وقتي مي‌گويد و پاسخ‌هاي روشن و محكم را مي‌شنود دست آخر داد و فرياد راه مي‌اندازد،فحاشي مي‌كند، توهين مي‌كند، هرچه به دهنش مي‌آيد مي‌گويد، سرخود را به اين طرف و آن طرف مي‌زند، هر اتهامي را كه بلد است طرح مي‌كند، تناقض گويي و آشفته گويي مي‌كند، بدون آنكه بداند به اراجيف و پرت و پلاگويي مبتلا مي‌شود، دست آخر وقتي روي سينۀ‌ او را مي‌خوانيم و كارت شناسايي اش را مي‌بينيم متوجه مي‌شويم كه مأموريت او، ضمانت زندگي و حيات اجتماعي او، مزدي كه مي‌گيرد و كلاً همۀ زندگي خفت بار و ننگين او در يك مأموريت خلاصه مي‌شود: هر جا جواهري يافتي آن را زير خاك كن يا در باتلاق بينداز تا كسي آن را نبيند و جذب آن نشود تا بلكه همه جذب خود ما بشوند و جواهرات را از خود ما بخواهند چون ما بايد تنها مغازه‌اي باشيم كه مي‌تواند جواهر عرضه كند، آنهم جواهرات ساخت خودمان نه هيچ كس ديگر. بَدَلي بودنش مهم نيست.بي ارزش بودن اش هم مهم نيست. اين مهم نيست كه با اولين سنگ محك ها، شيشه بودن آن معلوم شود. چيزي كه مهم است اين است كه همه بايد فقط از ما بخرند پس نبايد بگذاريد هيچ جواهرديگري وجود داشته باشد. هر چه بود همه جا شايع كنيد كه اين جواهر نيست، سنگ معمولي يا سنگ خطرناك است و دروغي است. اگر هم خداي ناكرده خداي ناكرده روزي با درخت جواهر برخورد كرديد، هر طور و از هر راهي جوانمردانه يا ناجوانمردانه، راهِ باشرفانه يا بي شرفانه، از هر راهي و با هر دروغي توانستيد آن را از بين ببريد. اگر نتوانستيد از بين اش ببريد لااقل كاري كنيد كه كسي سراغ آن نرود و ديگر كسي آن را نخواند.
وقتي به جملات اين كارت شناسايي دقيق‌تر مي‌شويد اين عبارات را مي‌بينيد:‌ اداره اديان (برآيند چهار نهاد بزرگ امنيتي، فرهنگي و مذهبي). مريدان سعيد اسلامي (امامي). القاعده فرهنگي.

منصورون ـ فرزندان ایلیا

لینک‌های مرتبط:
آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا ,هنرهاي ماورايي , روش‌هاي NX , فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني ایلیا رام الله از كلام خدا,روش‌هايي که در دورۀ نجومي توسط پیمان فتاحی آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله,الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله,عکس از ایلیا رام الله, عکس از پیمان فتاحی, عکس از ضد فرقه رام الله, ایلیا میم کیست, ایلیا میم رام الله کیست, مستنداتضد فرقه رام الله, جریان ضد   فرقه رام الله, بررسی کارهای پیمان فتاحی, علل ضد  فرقه بودن رام الله, سخنان پیمان فتاحی, برچسب دروغ سرکرده فرقه به پیمان فتاحی, اتهام دروغ سرکرده فرقه به ایلیا میم رام الله, صفحات پیمان فتاحی,مغناطيس , انرژي , فوق العاده‌ , علوم باطني ,يزد , اردكان , طبس , كهن , دعا و توكل , استاد , معظم , آواتار, مسيح ,تهران , تيم ورزش , تيم فوتبال , روح , شفا , معنوي , پيشگو, NGO , موسسه , علم موفقيت مركز فرهنگي ـ هنري , انجمن , مترجمين , طبيعت مركز تحقيقات , مركز راهبردي , جريانهاي معنوي , برنامه‌هاي ماهواره مركز مديريت حرفه اي , مركز مطالعات و تحقيقات راهبردي , مجله ,  قلم , کلام , بسم الله الرّحمن الرّحيم , باطن , فرمول‌ , نرم افزار , الگو , بنيادي زندگي , آيات ظاهري , کتاب مقدس , رويابيني , ارتباط با ارواح , ازدواج ,محمد (ص) , نشانه شناسي , آواز پرندگان, تمدن‌ها , اديان , رهبران جهان , دانشمندان , فرقه و ضد فرقه , ترور رواني , تخريب اجتماعي , مونتاژ , تحريف ,  تبليغات , امنيتي , سالن افراسيابي استاديوم شهيد شيرودي , روزنامه‌ , شهادت دروغ و جعل سند , تهمت دروغ , جعل