‏نمایش پست‌ها با برچسب گوگل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گوگل. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۷, پنجشنبه

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي- به روایت شاگردان استاد ایلیا رام اله


معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي

به روايت ال ياسين
يكي از اتهاماتي كه در محافل مختلف بر عليه ايليا مطرح مي شد يا حتي در بعضي از سخنراني ها بصورت سؤال طرح مي شد، اتهام ساحري و جادوگري بود. از اولين سالي كه ايليا رسماً آموزش هاي خود را براي عموم مردم شروع كرد اين اتهام به شكل هاي مختلف مطرح مي شد و ما مي دانستيم كه از چند سال قبل هم همواره اين اتهام مطرح بوده است. حتي بعضي از افرادي كه ارتباط خانوادگي با او داشتند او را متهم به سحر و جادوگري مي كردند و از همان دوران نوجواني بعضي ها ايشان را ساحر و جادوگر مي دانستند. منتهي ساحري كه سحر و جادوي خود را به هيچ قيمتي نمي فروشد، حاضر نيست با آن براي كسي كاري انجام دهد و فقط آن را به عده اي «ديوانه و سرسپرده» آموزش مي دهد. نمي توان گفت كه اين اتهام مثل اتهاماتي از قبيل تكثرگرايي، تبليغ مسيح و كتاب مقدس و كفر و الحاد، اتهامي سازمان يافته و برنامه ريزي شده بود، چون سابقۀ آن به سالها پيش از آموزش هاي عمومي باز مي گشت و دلايلي هم وجود داشت كه زمينه را براي اين اتهام فراهم مي كرد.
ايليا از سالهاي نوجواني با بعضي از بزرگان باطني و اقطاب ارتباط داشت. به ملاقات آنها رفته بود و مدتي را با هر يك از آنان سپري كرده بود. در ميان اين افراد دو سه نفر (در كوير مركزي ايران) بودند كه به روش هاي حروفي، عددي، ارواح و كلاً علم سيميا و تسخير اشتغال داشتند. ايليا علاوه بر بهره گيري از دانايي و خرد بزرگان ديگر، يافته هاي بسياري ازاين افراد داشت. از طرفي از همان نوجواني همواره وقايع عجيب و خارق العاده اي از او ديده مي شد. كارهايي كه براي بينندگان توضيح آن از چند حال خارج نبود. يا معجزه است يا جادو. بعضي ها هم كه  با بدبيني و انكار نگاه مي كردند به اين نشانه هاي عجيب كه همگي آنها حاكي از پشتيباني الهي و حمايت خداوند بود مي گفتند توهم زدگي يا چشم بندي. اما تكرار اين اتفاقات خارق العاده به حدي بود كه توهم بودن آنها توصيفي تمسخرانگيز و كاملاً نامعقول به نظر مي رسيد. دليل ديگري كه بعضي ها به اين اعمال خارق العاده، سحر و جادو مي گفتند، زمينۀ فرهنگي نامساعد بود. به فرض در همان سالهاي نوجواني، در حالي كه بسياري از ما كه كارهايي خارق العاده و بزرگ را از او ديده بوديم و به اين امر ايمان مطلق و يقين كامل داشتيم، به اين كارها مي گفتيم معجزه و منظورمان از معجزه، عملي خارج از عرف و توانايي هاي بالفعل در سطح انسانهاي عادي بود. اما در همان زمان اين واژه براي بقيه، حتي بقيه اي كه خودشان تجربه كرده بودند و باور داشتند قابل قبول نبود چرا كه معجزه براي آنها به معناي يك ويژگي اختصاص يافته به انبياء بود بنابراين بعضي از آنها به آن مي گفتند كرامت و بعضي ها مي گفتند سحر و جادو است. آنها هم مثل ما راه ديگري نداشتند. همان چيزي را مي گفتند كه ذهنيت و فرهنگ مربوطه به آن اجازۀ بيان مي داد. اگر اين اتفاق ها در هندوستان رخ داده بود به آنها مي گفتند صيدهي (سيدهي) يا ليلاز (بازيهاي الهي)، اگر در چين رخ داده بود مي گفتند نيروهاي آسمان. تانتريست ها به آن نيروهاي كنداليني مي گفتند. شمن ها به آن اقتدار روح مي گفتند و احتمالاً در فلان كشور متعصب و مسلمان به آن معجزه مي گفتند و خون دارندۀ آن را پاك مي دانستند چون مي گفتند كه اين معجزه است و اختصاص به پيامبران داشته. شانسي كه ايليا داشت اين بود كه در فرهنگ عرفاني و شيعه، جايي بعنوان كرامت براي اين موضوع باز شده بود. ايليا اعتقادي نداشت كه اينها معجزه يا كرامت يا جادوگري است. از آنها در چند طيف حرف مي زد. طيف اول كه كارهايي بزرگ بود و او خودش هم مي گفت من هم مثل شما شاهد هستم و واقعاً حيرت زده مي شد. مي گفت اينها مربوط به من نيست. هيچ كدام از اين كارها را انجام نداده ام و نمي توانم انجام دهم، هيچ اختياري در وقوع آنها نداشته ام. نمي دانم كه چطور اتفاق مي افتند. او مي گفت اينها كار من نيست، كار هيچ كس نيست و اگر كسي بگويد اينها را من انجام داده ام يا اشتباه مي كند يا به دروغ آلوده شده. اينها فيض و بخشش خداست. بركات و بارش هاي الهي است. اينها قدرت خداست و كار خداست نه كار من يا ديگري. مي گفت اينها دعاهاي روح است كه مستجاب مي شود و به دست روح خدا رخ مي دهد..

وقايع فياض و قانون من يشاء
من به اين طيف از اتفاقات و نشانه ها مي گفتم فيّاض چون ايليا با كلماتي مثل كرامت و معجزه و اينها موافق نبود.
ما شاهد بوديم و اين شهادتها را بصورت دسته جمعي مي نوشتيم و ثبت مي كرديم و اگر ميسر مي شد از شاهدان و تجربه كنندگان فيلم ضبط مي كرديم كه در آن تجربه ها، يافته ها و مشاهدات خود را توضيح مي دادند. ما شاهد بوديم كه در همان سالها او هر چيزي كه بصورت قطع و مسلم مي گفت اتفاق مي افتاد و اينها يكي و دو تا و صد تا نبود كه بگويم تصادفي بود بلكه چون توجه ما به آن جلب شده بود آنها را به دقت دنبال و ثبت و مستند مي كرديم. او خودش هم ايمان محكمي داشت و حد و مرزي براي دعا كردن و كلماتي كه در اتكاء به خداوند بيان مي شود و به ثمر مي رسد، قائل نبود. او براي آنكه ما را تسكين دهد و از بزرگ شدن خود در ذهن ما جلوگيري كند يك دورۀ بينشي را به ما پيشنهاد كرد. ما آيات و احاديث زيادي را مطالعه و بررسي مي كرديم كه در همۀ آنها بيان شده بود كه هر كسي با ايمان از خداوند چيزي بخواهد، رخ مي دهد. هر كسي واقعاً دعا كند دعايش مستجاب مي شود. هر كلمه اي كه با ايمان و يقين گفته شود تحقق پيدا مي كند. هر كسي ممكن است از فيض و رحمت و روح خدا برخوردار باشد. هر كسي كه به خدا توكل كند، قادر به انجام هر كاري است... اسم اين دورۀ بينشي «من يشاء» بود كه چكيدۀ آن مي شد اينكه خداوند هر چيزي كه بخواهد به هر كسي كه بخواهد مي بخشد. روح خود را، رحمت و فيض خود را، قدرت و نور خود را، بركات و امدادهاي خود را و هر مقام و حالتي كه بخواهد.[1]
اين دورۀ كوتاه به ما اين كمك را مي كرد كه بدانيم همۀ اين اتفاقات ممكن است براي هر انساني و حتي خود ما رخ دهد و بعد وقتي كه ايليا مي گفت اينها معجزه نيست، راحت تر باور مي كرديم. ايمان ايليا آنقدر بزرگ بود كه ما گمان نمي كرديم كاري وجود داشته باشد و او نتواند انجام دهد. همان زمان مي گفتند كه او مرده را زنده كرده، يك بار هم پرنده اي مرده را زنده كرد. چند مرتبه بيماران لاعلاج را فقط با يك كلمه شفا داده ...
او اصرار داشت كه اتفاقات «فيّاض» را انجام نداده و تأكيد مي كرد كه نقشي در آنها ندارد و قادر به تكرار آنها نيست. او نقش خود را در اين اتفاقات در حالي انكار مي كرد كه بسياري شاهد وقوع آنها بودند و شايد همين انكار او سبب مي شد كه ايمان و باور ديگران بيشتر شود.

Zx و روش هاي روح گرا و تكنولژي باطني
طيف ديگري از اتفاقات خارق العاده و اعمال عجيب اتفاق مي افتاد كه ما به آن مي گفتيم فنون باطني كه به روش هاي nx و zx شناخته شده بودند. اين اعمال تفاوتهاي زيادي با اعمال فيّاض داشت و تفاوتش مثل آب كشيدن از چاه با سطل در مقايسه با چشمه و رودخانۀ جاري بود. مثل تفاوت آبگير و دريا بود. مثل تفاوت تجربۀ كوهپيمايي با ديدن كوهپيمايي در تلويزيون بود ولي همين nx ها و zx ها هم با توجه به دانش جهاني و متعارفي كه در اين زمينه وجود داشت، بي نظير و خارق العاده بودند. اينها يك نوع تكنولژي باطني و ذهني بودند كه البته شباهتي هم با مهندسي ذهن كه بعداً در آمريكا بر سر زبانها افتاد نداشتند. ايليا اين روش هاي روح گرا را در دوره اي به نام دورۀ نجومي كه به آن دورۀ اسرار يا روح زايي هم گفته مي شد به افرادي كه به آنها خيلي اعتماد داشت و آنها را شايسته و آماده مي ديد، تعليم مي داد. خود او احاطۀ استثنايي و كاملي در اين فنون باطني (nx و zx؛ تكنولژي باطني) داشت اما بعضي از شاگردان او نيز بزودي در شاخه هايي از اين فنون مهارت پيدا كردند. zx شامل هفت شاخۀ كلي و بزرگ و چند شاخۀ فرعي است. هر كارورزي در يكي از شاخه هاي فرعي تمرين و تجربه مي كرد اما ممكن بود بتواند در دو يا سه شاخۀ فرعي هم وارد شود. در nx ها و zx ها فنون زيادي وجود داشت كه بسياري از آنها را خود ايليا طراحي كرده و توسعه داده بود و بعضي ها هم فنون معروف و كهني بودند كه در مكتبهاي باطني به آنها اشاراتي شده بود. فنون انتقال روح، ارتباط روحي، انتقال انرژي، دريافت و تبديل انرژي، روش هاي كهن درمانگري باطني، فنون صيد نور، روش هاي نگاه به آينده، روش هاي تفسير نشانه هاي طبيعي و تغييرات پيرامون و دهها فن و مانند آنها.
خود اين دوره، آموزش هاي آن، باخبرشدن اجتناب ناپذير خانوادۀ بعضي از كارورزان از آن (به دليل مشاهدۀ تمرينات و تحقيقات بچه ها) سبب شد كه شايعۀ ساحر و جادوگر بودن ايليا بيشتر و بيشتر مطرح شود. برداشت افراد ناآشنا، از اين تمرينات و تحقيقات، عمدتاً جادوگري و ساحري بود. بزودي اين كارورزان توانستند كارهاي عجيب انجام دهند و گاهي ناخواسته ديگران يا خانواده هاي آنها در جريان اين كارها قرار مي گرفتند؛ كارهايي كه سابقاً فقط در بارۀ خود ايليا گزارش شده بود. و همين اتفاق، شايعۀ سحر و جادوگري را نيرومندتركرد. ايليا مدتها از شيوۀ ضاد كه شباهت هايي با روش هاي زندگي ملامتيون داشت استفاده مي كرد و در مقطعي يك چهرۀ غيرمذهبي از خود نشان داده بود، اين هم دليلي شد كه به كارهاي خارق العاده اي كه از او گزارش مي شد بگويند سحر و جادو يا قدرت شيطاني. وقتي هم كه ايليا آموزش هاي عمومي خود را شروع كرد همين اتفاق منتهي در سطح وسيع تري افتاد. شاهدان، تجربه كنندگان، كساني كه او را مي شناختند و با تعاليم او آشنايي داشتند به همۀ اين اتفاقات خارق العاده و كارهاي بزرگ كه براي افراد مختلف رخ مي داد مي گفتند معجزه و كساني هم كه با بدبيني و بدانديشي يا شكاكيت به آن نگاه مي كردند مي گفتند قدرت شيطاني است، او شيطان است و از شيطان استفاده مي كند، جن و ارواح را در اختيار مي گيرد. كساني هم كه تقريباً از هيچ چيز خبر نداشتند و از فاصله هاي دور دربارة اين اتفاقات يا حتي آموزش هاي او قضاوت مي كردند مي گفتند اينها چشم بندي و شعبده و توهم است. در حاليكه اين درست مثل آن بود كه مثلاً من بگويم شهرها دروغ اند؛ خانه ها، خيابانها، كوهها و آسمان دروغ است و فقط اينطور به نظر مي رسد. اين تجربه ها مربوط به صدها و هزاران نفر بود و روز به روز بر شمار تجربه كنندگان و شاهدان افزوده مي شد. حتي خود ايليا هم نمي توانست جلوي اين موج را بگيرد و بارها اظهار حيرت مي كرد و واقعاً حيرت زده مي شد. از سال 1384 كه برخوردهايي كه با استاد و جمعيت مي شد اوج گرفت، ايليا دوباره دوره هاي نجومي و كارورزي روح زايي را فعال كرد و تعداد بيشتري از كارورزان در نقاط مختلف و توسط مربيان مختلف به اين حوزه وارد شدند. اين به معناي كاهش فعاليتهاي اجتماعي و عمومي، و افزايش رويكردهاي باطني بود. تجارب و اتفاقاتي كه بدون حضور او رخ مي داد بسيار بيشتر از گذشته بود. ما گزارش هاي زيادي را داشتيم كه شاهدان و تجربه كنندگان مي گفتند كه ايليا را در نقطه اي ديگر ديده اند و او براي آنها كارهايي انجام داده است. اما در همان زمانها ايليا مثلاً در حال سخنراني در مكاني ديگر بود. بعضي ها تجاربي را در رؤيا با او داشتند و بعد آثار غيرقابل انكار آن را در بيداري مي ديدند. بسياري پيش از آنكه او را ديده باشند يا چيزي در بارۀ او شنيده باشند، رؤياها و تجاربي را در بارۀ او گزارش مي كردند و همۀ گزارش ها به دقت ثبت و ضبط و مستند مي شد.
به مرور تعداد بيشتري از شاگردان ايليا توانستند به اعمالي دست بزنند كه در فرهنگ عمومي، كارهاي فوق العاده و غيرقابل باور يا حداقل كرامت محسوب مي شد. اما اينها ربطي به كرامات نداشتند بلكه روش هاي nx و zx بودند.
آخرين روشي كه دشمنان براي بي اثر ساختن اين اخبار و گزارش هاي مستند و مردمي، به آن متوسل شدند، تحريف و توجيهات منفي بود. آنها بعد از دسترسي غيرقانوني و غيرانساني به تعداد كمي از گزارش هاي مستند مردمي سعي كردند از طريق مونتاژ و تكه برداري، به جعل و تحريف اين گزارش ها و مشاهدات و تجربيات بپردازند. بنابراين يكي از نهادهاي ... فيلمي تحريفي و مونتاژي را از اين موضوع تدوين كرد اما سعي داشت خود را در پشت موسسات خصوصي يا ديگر دستگاههاي ... پنهان و كار را به نام آنها تمام كند. اين حقۀ كهنه كارساز نبود زيرا اصل گزارش هاي مستند و مردمي وجود داشت، خود آن مردم و شاهدان و تجربه كنندگان هم زنده بودند و از طرفي بخش اعظم گزارشات مستند و اخبار مكتوم از دسترس تحريف كنندگان خارج بود. در اقدامي ديگر، آنها سريالها و ميزگردهايي تلويزيوني را طراحي كردند تا با استفاده از آنها بتوانند به مردم بگويند درست است كه اين اتفاقات، رؤياها و وقايع واقعيت دارند اما همۀ اينها شيطاني است. ساخت فيلم و سريال تلويزيوني و برنامه هاي راديويي و رسانه اي به نحوي كه بتواند خود ايليا را تخريب نمايد و تصويري منفي و سياه در افكار عمومي از او انعكاس دهد، شدت گرفت. اين حقۀ جديد مبتني بر اين ديدگاه بود كه براي نابود كردن يك تعليم يا واقعه، كافي است معلم و فرد اصلي را تخريب كني. آنها نمي توانستند خود تعليمات و كارهاي ايليا را تخريب كنند چون تعليمات او با قرآن و كتب مقدس همخواني داشت بنابراين به تخريب معلم روي آوردند با اين اعتقاد كه به جاي آنكه شاخ و برگ و ميوه هاي درخت را نابود كنيم، به جاي تبر زدن بر تنۀ درخت، ريشۀ آن را نابود مي كنيم.

«منافقان و منكران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏كنند و محكوم مي‏كنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏كنند زيرا خود آنان پيش از اين محكوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏اند..».                                                            ايليا «ميم»

لینک‌های مرتبط:
برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,تاریخچه فعالیت های استاد ایلیا در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های استاد پیمان فتاحی در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های ایلیا رام الله در مقابله با فرقه گرایی ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مروج فرقه رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی می گوید: مروج فرقه ایلیا رام الله


[1]  إِنَّ الْفَضْلَ بِیدِ اللّهِ یؤْتِیهِ مَن یشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ  تفضل به دست خداست، آن را به هر کس که بخواهد می‌دهد، و خداوند، گشایشگر داناست. ﴿آل عمران:  73 ﴾

۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

ازدواج هماهنگ و درس هاي استاد- به روایت شاگردان استاد ایلیا رام اله

ازدواج هماهنگ و درس هاي استاد













به روايت ال ياسين
یکی از تعالیم و آموزه­های ویژه و منحصر به فرد استاد ایلیا «میم»، تعالیم مربوط به ازدواج است.
گرچه ازدواج، مقوله­ای است که تقریباً در همه­ دنیا، و در هر قوم و فرهنگی، بدان توجه شده و تعداد صاحبنظران و پژوهشگرانی که به آن پرداخته­اند کم نیست و تنوع و تعدد نظریات و راهکارهایی که برای انتخاب همسر و زندگی مشترک ارائه داده­اند نیز زیاد است، اما تقریباً همه­ این نظرات فاقد سه ویژگی مهم و اساسی هستند. این سه ویژگی مهم عبارتند از: مکان شمول بودن، زمان شمول بودن و مطابقت با آموزه های الهی.
به همین دلیل، دامنه­ تأثیر خروجی­ها و نتایج نظرات ارئه شده، عمدتاً وابسته به فرهنگ، مکان و زمان­های مشخص بوده و نمی­تواند برای همه افراد در هر زمان و در هر مکان، قابل استفاده باشد، لذا ضمانت اجرایی آنها هم از یک سرزمین به سرزمین دیگر یا از یک مقطع زمانی، به زمانی دیگر، مخدوش یا زائل می­شود.
از این مهمتر آنکه، حتی در یک زمان و مکان ثابت نیز این نظریات، برای همه افراد کاربرد نداشته و فرمول­های لایتغیری که ارائه می­دهند با توجه به تفاوت­های فردی، قادر نیست همه طیف­های انسانی را پوشش دهد، در نتیجه تبعیت از آنها، برای همه افراد، ميسر و کارساز نبوده حتّی ممکن است هلاک کننده یا آسیب­زا باشد.
من، چه به عنوان یک روانشناس، که سالها سابقه­ کار با زوج­های جوان را داشته و چه به عنوان پژوهشگری بی­طرف که همراه با تیم پژوهشی، تحقیقات پردامنه­ای بر انواع نظریه­های مرتبط با ازدواج داشته است، بیشتر نظریه­های موجود غربی یا شرقی، علمی یا غیرعلمی، کهن یا جدید و... را مطالعه و بررسی کردم اما به نظریه­ای دست نیافتم که برای همه افراد، در تمام زمان­ها و مکان­ها برقرار بوده و کاربرد داشته باشد.
بعضی از نظریات طرفدار ازدواج بودند، برخی طرفدار تجرد و رهبانیت. بعضی ازدواج موقت و ازدواج متعدد را به شدت مردود دانسته و برخی حتی طرفدار چند همسری زنان بودند! مؤلفه­های انتخاب همسر نیز بسیار متفاوت و در عین حال نامتناسب با برخی طیف­ها عنوان می­شوند. عده­ای به مؤلفه­های ظاهری و وابسته به غریزه بسنده کرده، برخی دیگر طرفدار زندگی مشترک قبل از (یا بدون) ازدواجند. برخی نیز با وسواس زیاد تعداد زیادی فرمول برای سن، خانواده، فرهنگ، شغل، تحصیلات و... طرفین را کنار هم می­چینند و گروهی دیگر هوادار روابط جنسی آزادند و در این بازار آشفته که گاه بسیار سطحی و گاه بسیار سختگیرانه به ازدواج می­پردازد، تکلیف تفاوت­های فردی هرگز روشن نمی­شود در حالیکه در شرایط واقعی، گاه با افرادی روبه­رو هستیم که ویژگی­های شخصیتی و نوع و کیفیت برقراری رابطه آنها با جنس مخالف به گونه­ای است که اصلاً با «ازدواج» همخوانی ندارند و نیز با زنان و مردان زیادی روبه­رو هستیم که گرچه با نفس ازدواج همخوانی دارند، اما به دلیل انتخاب های ناپخته و اشتباه، درگیر مسائل بی­شمار ناشی از زندگی مشترک با همسرانی شده­اند که به هیچ­ وجه جفت مناسبی برای آنها نیستند.
بسیاری از کسانی که نقش همسر را ایفا می­کنند، حتّی معنای ازدواج و همسری را نمی­دانند و هرگز تجربه و دانش لازم، برای ادامه زندگی مشترک را کسب نکرده و متأسفانه هدف مشخصی را در زندگی و در زندگی مشترک، دنبال نمی­کنند. در واقع اکثر اینها، چه ازدواج برایشان مناسب باشد و چه نامناسب، شناخت صحیحی نسبت به خود و نیازهای حقیقی خود ندارند و با دلایل سطحی وارد ازدواج می­شوند. متأسفانه کتب روانشناختی و جامعه شناختی نیز، کلیدی برای «ازدواج، بله یا نه؟» به دست نمی­دهند و در نهایت، تنها بعضی از افرادی که دچار اختلال یا برخی بیماریهای روانی­اند را به دلیل پیشگیری از آسیب­های بعدی، از ازدواج منع می­کنند.
غیر از این­ها، بیشتر نظرات موجود، همان­طور که اشاره شد، یا ازدواج را دربست مي پذیرند و آن را باعث سلامت فرد و جامعه می­دانند و یا دربست رد می­کنند و تجرد، رهبانیت یا روابط جنسی آزاد و بدون عهد ازدواج را پیشنهاد می­دهند و در نتیجه نمی­توانند برای همه افراد پاسخگو و راضی کننده باشند. در حالیکه تفاوت عمده نظریه استاد ایلیا «میم»، با سایر نظریه­ها، در عین پوشش دهندگی و پاسخگویی به همه آحاد انسانی است، و به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد.
نظریه استاد درباره ازدواج، بر مبنای دکترین هماهنگی تبیین شده است[1]. نظریه فراگیری که از طریق آن می­توان به مسائل مختلف انسان پاسخ داد و اتفاقات گوناگون زندگی را تفسیر کرد. چنین نظریه­های فراگیری را می­توان نوعی جهان بینی (ثانویه) دانست که بر پایه آنها، تبیین بایدها، نبایدها و چگونگی­ها، در زندگی انسان میسر می­شود.
براساس تئوری هماهنگی، برای همه مسائل بشر (تأکید می­کنم، همه مسائل بشر) می­توانیم «پاسخی هماهنگ» معلوم کنیم. مطابق این نظریه، هماهنگی، یکی از اصلی­ترین قوانین طبیعت و کائنات است و از مهم­ترین عوامل موفقیت در هر کاری، محسوب می­شود.
مطابق دکترین هماهنگی، ازدواج نیز امری است غیر قطعی و غیر مطلق، نسبی و تابع شرایط، که می­تواند ضروری یا غیرضروری و سازنده یا تخریب کننده باشد، و این بستگی دارد به مؤلفه­های مختلفی که شرایط را می­سازد. یعنی بستگی دارد به فرد، زمان، مکان، قصدها، روش­ها و غیره. و موفقیت در ازدواج هم، به هماهنگی آن بستگی دارد و تابع شخصیت، هدف­ها، شرایط، زمان و روش و... طرفین است، به همین دلیل برای برخی ضروری و سازنده است و برای بعضی غیرضروری یا مخرب، و حتی برای یک نفر ممکن است امروز غیرضروری باشد اما یک سال دیگر کاملاً ضروری بشود. همچنین ممکن است انواع خاصی از ازدواج برای کسی مناسب باشد که برای دیگری مناسب نیست. مثلاً برای یک نفر ازدواج موقت مناسب است و برای دیگری ازدواج دائم و همین­ طور الی آخر.
همان­طور که ملاحظه می­شود این نظریه علاوه بر فراگیر و بنیادی بودن، این قابلیت را هم دارد که انسان را فرموله نکند، برای همه یک حکم ثابت و یکسان صادر ننماید، انسان­ها را روبات­های مشابه با برنامه­ریزی غیرقابل تغییر نبیند، به جای ظاهرگرایی به روح و باطن انسان بپردازد و نیازهای اصیل و حقیقی روح انسان را مدنظر قرار دهد.
ازدواج را هم یک پیوند بی­روح و مرده نداند و آن را محدود به جاری شدن صیغه عقد، برقراری روابط جنسی و حتی روابط عاطفی نکند و بسیار وسیع­تر و عمیق­تر، و در سطح ممزوج شدن روح دو نفر بدان نگاه کند. ممزوج شدنی که می­تواند به سکوی پرتابی برای ارتقا و رشد طرفین، یا خدای ناکرده به تخریب روح آن دو منجر شود.
به همین دلیل به جرأت می­توان گفت این نظریه، در بین تمام نظریات موجود، تنها نظریه­ای است که در تبیین ازدواج؛ نه تنها به تفاوت­های فردی، که به تفاوت­های روحی انسان­ها بها می­دهد. باطن و حقیقت رابطه و پیوند در ازدواج را می­شناسد و تأثیر ازدواج را بر سرنوشت، روح و کمال آدمی، بر همگان آشکار می­کند.
استاد در همه موضوعات پیرامون ازدواج، آموزه­هایی دارند از جمله: ازدواج، آری یا نه؟،  ازدواج موفق و ناموفق، همسر هماهنگ و چگونگی همسریابی، مسائل قبل (و در آستانه) ازدواج، هنگام ازدواج، بعد از ازدواج، روابط قبل از ازدواج، زمان و شرایط ازدواج، شناسایی وضعیت­های اشتباه در روابط قبل از ازدواج...، جدایی و مسائل آن، بچه­دار شدن و مسائل آن، مسائل و راه حل­های زندگی مشترک، ازدواج های غیر معمول (مانند چند همسری، ازدواج موقت و...) و راه حل­های موازی ازدواج و بالاخره، فراروی از ازدواج.[2]

ï     مهمتر از اينكه ازدواج كني يا نه پاسخ اين سؤال است كه بداني چه كسي با چه كسي ازدواج مي‏كند و محصول اين ممزوج چيست؟
ï     در انتخاب همسرت خودنهاني‏اش را ببين نه خودنمايي‏اش را كه اكثر فريب خودنمايي‏ها را مي‏خورند.
ï     ازدواج مي تواند همه چيز را در زندگي تو تغيير دهد حتي خدايي را كه تو براي خود داري . وقتي به خانه ات آمد گوش هايت هميشه آن را مي شنوند اما او به تو گوش نمي دهد مگر وقتي كه هنوز آنرا نديده اي .
ï     همسري ، همدستي نيست پس با كسي كه صرفاً مي تواند همدست تو باشد و همكار خوبي برايت باشد ازدواج نكن . همسر تو مي تواند هم دست تو باشد اما هم دست تو به صرف هم دستي اش نمي تواند همسر تو باشد . همسر تو حتماً همراه و همسفر تو در زندگي است اما همسفر تو در زندگي حتماً‌ همسر تو نيست...
ï     رابطة جنسي بين دو نفر به رابطة ميان دو سرنوشت منجر مي شود. زيرا آن به معناي پيوند سرنوشت است و اين پيوند به شراكت طرفين در تقديرات منجر مي شود. هر يك در نور ها و تاريكي هاي ديگري ، در تأثيرات پيشين و پسين خوب و بد ، در امكانات و ضد امكانات ديگري سهيم مي شود. اين شراكت تقديري مانند زنجير خوردن و بسته شدن دو نفر به همديگر است. آن ها و آنچه بر هر يك واقع مي شود ، تا پايان جريان زندگي در اين جهان و جهان هاي ديگري به ديگري تأثير گذار است. حال اين اثرات ممكن است سازنده باشد يا مخرب اما غالباً مخرب و مختل كننده است . مگر آنكه ارتباط جنسي هماهنگ رخ داده باشد .
ï     وقتي رابطة (جنسي) ميان دو نفر كه با يكديگر هماهنگي ندارند اتفاق مي افتد اين مثل آنست كه دو درخت غير پيوندي را به يكديگر پيوند بزنيد. نه تنها پيوند اين دو ، اتفاق نمي افتد بلكه ممكن است دو درخت خشك شوند و زندگي خود را به تدريج از دست دهند. و يا شايد ، اين پيوند خود را در تغييرات ناهنجار و سرطاني متجلي سازد . درخت را به بيماري كشندة ظاهري يا دروني مبتلا كند و ميوه و وجود آنرا فاسد و تخريب كند.
ï     بعضي از مواد را اگر با يكديگر تركيب كنيد برآيند تأثيرات آن ها بر يكديگر خرابي است اين آن را فاسد مي كند و شايد آن هم اين را . بعضي غذا ها را اگر با هم بخوريد ، تأثير خوب آن ها بسيار بيشتر است بعضي ديگر ، اگر با هم خورده شوند اثري مسموم كننده و حتي كشنده دارند. رابطه ، رابطة جنسي و ازدواج هم همينطور است .
ï     ازدواج، يكي از فرصتهاي فرارَوي از خود و كنار گذاشتن خودخواهي است، اما بيشتر تجربه كنندگان، آن را به عنوان فرصتي براي خودخواهي هاي بيشتر مي بينند و در آن خودبينانه تر از قبل عمل مي كنند.
ï     با كسي ازدواج نكن كه تو را صرفِ خود يا ديگر خيرها كند و از خدا بازدارد حتي اگر همسر مناسبي براي تو باشد. اما اگر او توانست تو را به خدا مشغول كند و از خود بازدارد ازدواج با او بركت است.
ï     ازدواج با يك نفر، ازدواج با سرنوشت او و شريك شدن در همه مسائل و نتايج اوست.


لینک‌های مرتبط:
در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی


[1]برگرفته از تفسیر خانم پِریا ( شباب حسامی) پیرامون نظریه هماهنگی استاد ایلیا «میم»

[2] شرح و تفسير تعاليم استاد در موضوع ازدواج، در كتابي تحت عنوان «يك يكي» (فرمولهاي ازدواج – پيرامون ازدواجهاي خطرناك و خطرات ازدواج) به قلم خانم ركسانا خوشابي (محقق، نويسنده، كارشناس ارشد مشاوره و عضو شوراي سردبيري نشريه علم موفقيت) آمده است. همچنين كتاب بعدي ايشان تحت عنوان «مهرآميزي» به بازگشايي تعاليم استاد در موضوع ارتباط جنسي پرداخته است.