‏نمایش پست‌ها با برچسب خداوند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خداوند. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مهر ۲۲, دوشنبه

ویژگی معلمان راستین


تاباندن نور

معلم الهی وجود ما را شعله ور می كند. از نور خود كه از نور خداوند است بر ما می تاباند. و ما به اندازة پذیرش خود از آن   بهره مند می شویم. حالا باید ما هم همان كار استاد را تكرار كنیم. باید بر وجود دیگران بتابانیم. زیرا خاصیت نور الهی چنین است كه هر چه بیشتر تابانده شود، روشنائی اش بیشتر می شود و این همان ویژگی عشق و حضور خداست.
برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی جلد اول



۱۳۹۲ شهریور ۲۵, دوشنبه

باغبان الهی- تمثیلی از ایلیا میم






باغبان
خداوند در وجود انسان دانه‌ای کاشت. دانه‌ای که همه  اسرار خلقت در آن نهفته شده و قدرت و نور خداوند در آن پنهان است. خداوند متعال، روح پاک خود را در وجود انسان نهاد. روح خداوند همان دانه است. روح خدا از او جدا نیست. مانند نور خورشیدکه از خورشید جدا نیست... امانتی بود که خداوند به کوه و جنگل و دریا، بر زمین و آسمان عرضه داشت و آنها از عظمت این امانت الهی به لرزه و وحشت افتادند و توان پذیرش آن را در خود ندیدید و لاجرم آن را نپذیرفتند. این انسان بود که امانت بزرگ خداوند را پذیرفت و خوا هان دریافت آن شد... خداوند روح خود را در انسان دمید و قلب خود را در انسان نهاد. وجود انسان مانند زمینی است که خداوند، روح و نور خود را در آن کاشته. اما این زمین، این ذهن و دل، این جان، حاصلخیزی خود را از دست داده، دانه‌ای در آن نمی‌روید. زمین وجود، پر از علف‌های هرز ترس‌ها و تردیدهاست. پر از سنگ‌های مقاومت و شرطی شدگی است. این زمین، نامساعد است، دیگر دانه‌ای در آن نمی‌روید. آنقدر آب به آن نرسیده که مرده یا حداقل نیمه جان است. به کویری مبدل شده، دانه‌ای که در این زمین است، دارد می‌میرد (هر چند روح خداوند جاودانه است و مرگ در آن راهی ندارد) یا حداقل برای ما مرده محسوب می‌شود... دانه باید شکوفا شود تا ماموریت الهی انسان به انجام برسد، اگر دانه شکوفا شود او در انسان ظهور کرده و وصل به خداوند تحقق یافته است. اما بدا به حال ما اگر نگذاریم که دانه شکوفا شود. در این صورت، عذاب الهی و لعنت خداوند، زندگی ما را برای همیشه احاطه خواهد کرد. وای بر حال ما اگر این امانت بزرگ را قلب خداوند را به او بازنگردا نیم و یا در حالی که بیمار یا مرده است آن را بازپس دهیم. این عزیزترین نزد خداوند قادر و قهار است. اگر این امانت عزیز و دوست داشتنی خداوند را شکوفا شده به او بازگردانیم، او را بسیار شاد کرده‌ایم، او نیز شادی و سرور بی حد خود را به ما هدیه می‌دهد، و اگر در نگهداری این امانت بزرگ نکوشیم، عذاب و سختی از زمین و آسمان‌ها ما را احاطه خوا هند کرد تا نتیجه  پیمان شکنی و خیانت در مانت الهی را به ما نشان دهند... اینجا چه خبر است؟ ساده است، د انه‌هایی در زمینی  نامساعد کاشته شده، زمینی فاسد و خراب (جسم، ذهن و قلب ما) نه آبی، نه نور و گرمایی، نه تغذیه‌ای... اما باغبانی مهربان، معلم الهی، از راه می‌رسد، باغبان، علف‌های هرز، سنگ‌ها، حشرات و کرم‌های مضر را از زمین جدا می‌کند، به زمین آب می‌دهد، نور می رساند، خاک آن را تقویت می‌کند و به این ترتیب دانه شکوفا می‌شود، بعد از جوانه زدن، باغبان باز هم این نهال را پرورش می‌دهد و نگهداری می‌کند تا روزی که نهال کاملاً بارور شود و به ثمر برسد... باغبان همان استاد است که بوسیله  تعالیم الهی، زمین نامساعد وجود ما را حاصلخیز و مستعد می‌کند، بوسیله  انتقال جریان آگاهی و بیداری، این زمین را زنده می‌کند، او طبیعت الهی را در وجود ما شکوفا کرده و موانع ظهور عشق و خداوند را در ما از میان بر می‌دارد... رستگاری و خوشبختی، تنها زمانی حاصل می‌شود که این دانه شکوفا شود. خداوند در این دانه پنهان است، دنیایی بی حدو مرز در این دانه پنهان است، بهشت حقیقی در دل این دانه نهفته شده، پس در شکوفایی آن بکوشید. بسیار بکشید...

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۱, شنبه

موثرترین روشهای درمانی از دیدگاه علوم باطنی


مکتبهاي درماني از ديدگاه علوم باطني
تأليف: پِريا (شباب حسامي)

از ديدگاه علوم باطني چهارده مكتب درماني وجود دارد كه هر مكتب شامل سبك‏هاي مختلف درمان مي‏باشد.

1.پزشكي جسماني (يا ماده درماني): توجه اصلي و شايد تمام توجه پزشكي جسماني معطوف به جسم انسان بوده و بنابراين درمان بيماري (از اين طريق) بواسطة تغييراتي در جسم و بويژه تغييراتي در تركيبات شيميايي بدن يا اعمال تغيير مستقيم (اعم از حذف، پيوند، ترميم و..) در اعضاء و اندام‏هاي جسماني است. دو اهرم اصلي درمان، در پزشكي جسماني خوردن دارو يا اعمال جراحي است.






2. پزشكي حاشيه: شامل روش‏هاي حاشيه‏اي و كمك درمان است.
اين روش‏ها به تنهايي قادر به درمان بيماري‏ها نيستند اما مي‏توان از آنها به عنوان درمان كمكي و تكميل كنندة‌درمان‏هاي اصولي بهره گرفت. از جمله روش‏هاي پزشكي حاشيه مي‏توان به اين موارد اشاره كرد: هومئوپاتي، مگاوتامين، الکساندر درماني، متد باخ، طب سوزني، ماساژ درماني     وغيره. درمانهاي حاشيه‏اي عمدتاً‌ داراي گرايش ماديگرا بوده و از روش‏هاي متكي به جسم و درمان مادي استفاده مي‏كنند.










3. انرژي درماني: كلية روش‏هايي كه متكي به انتقال و دريافت انرژي‏اند در اين گروه قرار مي‏گيرند. بعضي از روش‏هاي معروف‏تر انرژي درماني عبارت است از:هاله درماني، پولاريتي، درمان پرانيك (پرانا درماني)، ريكي و مانيتيزم (پاس درماني) در بسياري از تقسيم بندي‏ها انواع روش‏هاي انرژي درماني، در طيف طب حاشيه‏اي قرار گرفته است. مضاف بر اينكه انرژي درماني، همانند ديگر روش‏هاي طب حاشيه‏اي، يك درمان كمكي و تقويتي محسوب شده و جزء روش‏هاي اصلي درمان به حساب نمي‏آيد. عموماً انرژي درماني براي درمان بيماري‏ها كاملاً كفايت نكرده و نمي‏تواند يك بيماري ريشه‏دار و جدي را درمان كند.




4. ذهن درماني (روان درماني باطن گرا): يكي از مبناهاي اصلي ذهن درماني بر تغيير انديشه‏ها و ديدگاه‏ها و همچنين تغيير كلام و رفتارها استوار است. بر خلاف روش‏هاي طب حاشيه‏اي و انرژي درماني، ذهن درماني دربارة بسياري از بيماري‏ها، يك درمان لازم و كافي محسوب مي‏شود و از طريق آن مي‏توان به درمان كامل بسياري از بيماري‏ها (ونه همه آنها) پرداخت. تغيير الگوهاي فكري، احساسي، كلامي و رفتاري يكي از مهم‏ترين شيوه‏ها ؟ عملكرد ذهن درماني است كه بر اين اصل مهم قرار دارد كه مي‏گويد: «منشاء بيماري‏ها و ناراحتي‏هاي انسان در ذهن است بنابراين با تغيير ذهنيات (تغيير انديشه‏ها و روحيات) مي‏توان به تغيير در وضعيت‏هاي مادي و معنوي زندگي دست زد »

5. روح درماني: در روش‏هاي مختلف روح درماني مبناي اصلي درمان، اصالت روح است. بنابراين از آنجا كه روح، اصلي‏ترين بخش وجود انسان و بلكه مركز اصلي وجود او محسوب مي‏شود، هر گونه بيماري را بايد در آن ريشهيابي كرد و از طريق روحي معالجه نمود. تأثير گذاري مستقيم بر روح، استفاده و همكاري با ارواح درمانگر و استمداد از آنها (چه در درمان مستقيم و چه در تشخيص) از ويژگي‏هاي روح درماني است. روح درماني يكي از خطرناك‏ترين روش‏هاي معالجه بوده كه در حين اجرا و پس از اجرا ممكن است پيامدهاي بسيار منفي و مخربي را به دنبال داشته باشد مگر اينكه توسط فردي كه داراي مهارت كاملاً كافي و تسلط زياد باشد، صورت گيرد. روش روح درماني همانند روش انرژي درماني داراي بيشترين مدعيان و شيادان حوزة درمانگري است. اين روش در صورتي كه توسط يك متخصص روح درماني انجام شود در مورد بعضي از بيماري‏ها ممكن است درمان كافي محسوب شود اما به طور كلي روشي انتحاري با ريسك بالامي باشد.

6. رويا درماني: اعتقاد رويا بينان كهن بر اين است كه «زندگي انسان را روياهاي او مي‏سازند و زندگي ما در اين دنيا، نتيجة روياهايي است كه مي‏بينيم و مي‏سازيم »مطابق اين قانون مي‏توان نتيجه گرفت كه با تغيير روياها بتوان تغييراتي واقعي را در زندگي بوجود آورد. البته موضوع رويابيني آنطور كه در الاهيسم بيان مي‏شود تفاوت بسيار فاحشي با مقولة رويابيني مطرح شده درعلوم ظاهري و باطني متعارف دارد. در هنر رويابيني الاهيسم از بيست و هشت حوزة رويا صحبت مي‏شود در حاليكه در علوم ظاهري مربوط به رويابيني از سه تا پنج حوزه حتي نام هم برده نمي‏شود. در رويا درماني چند گروه از رويا‏ها مواجه مي‏شويم. روياهايي كه ديدن آن درمان كننده است. روياهايي كه مي‏توانند توان شفا بخشي را به رويابين ببخشند. روياهايي كه حاوي شيوة درمان‏اند و روياهايي كه تعبير آنها يا اعمال آنها (بعنوان نسخه‏اي غير مستقيم) به درمان بيماري منجر مي‏شود.

7. طبيعت درماني الاهيسم: بيماري‏ها و مسائل دروني انساننتيجة‌ ناهماهنگي‏ها و فاصله ايست كه او با طبيعت (زميني و سماوي) دارد. بنابراين راه حل بيماري‏هاي انسان در بازگشت همه جانبه به طبيعت و هماهنگي با آن است. اين يكي از اصول اساسي طبيعت  درماني است. در طبيعت درماني، اين واقعيت يادآوري و بازيابي مي‏شود كه پاسخ همة سوالات واقعي انسان در طبيعت (بعنوان تجسم واقعي خداوند) بوده و انسان علاوه بر دارو‏هاي خوردني و غيرخوردني مي‏تواند از طريق شعور نهفته در طبيعت (با روش‏هايي مانند نشانه شناسي طبيعي) به درمان بيماري‏هاي خود نائل شود. از نظر طبيعت درماني، بيماري‏هاي انسان نتيجة ارتباط غير صحيح او يا قطع ارتباط او با طبيعت  است.

8. روزه درماني: در اينجا منظور از روزه درماني، صرفاًً نخوردن آب و غذا نيست. بلكه روزه به پرهيز از چيزهاي معلوم در طول زمان مشخص اطلاق مي‏شود. به عبارتي روزه‏دار مي‏بايست چيز بخصوصي را كه ممكن است خوردني، رفتاري، ذهني يا غيره باشد، ترك كرده و از آن پرهيز نمايد. روزة غذايي، روزة محدود غذايي، روزة كلامي (روزة سكوت)، روزة نگاه و روزة فكري از جمله اشكال روزه درماني است.

9. تحقق درماني الاهيسم: فلسفه‏اي كه تحقق درماني مبتني بر آن است عبارت است از اينكه خوشبختي و سلامت انسان در «خود بودن» اوست. يعني ما همان چيزي باشيم كه بايد باشيم بنابراين همان كاري را بكنيم كه بايد كنيم و همان چيزي را بدانيم كه بايد بدانيم. در غير اين صورت، گرفتاري‏ها، بيماري‏ها و ناراحتي‏هاي مختلف پديد مي‏آيند تا جريان زندگي ما را (كه به انحراف كشيده شده يا ممكن است كشيده شود) متوقف كرده تا بلكه بازگرديم به آنچه هستيم. طبق اين شيوه درماني، هر كسي داراي يك طرح تحققي است. وظيفه‏اي كه بايد به انجام برساند. ماداميكه شخصي در اين مسير حركت كند دچار مسئله و بيماري نخواهد شد و اگر دچار مسئله‏اي شود اين مسئله در جهت تحقق بيشتر عمل خواهد كرد و به سلامتي بيشتر منجر خواهد شد.

10. شفاي الهي (خدا درماني): به مجموعه روش‏هايي كه در ارتباط با خداوند بوده و اصل بنيادي آنها ايجاد تغيير در ارتباط بين انسان و خداست، خدا درماني اطلاق مي‏شود. در مكتب خدا درماني كه ارتباط الهي (تسليم به حضور خداوند) درمان  و شفاي همة بيماري‏هاي انسان محسوب مي‏شود. از اين نظر همه انواع بيماري‏ها يا ناراحتي‏ها و ضعفهاي انسان ريشه در ارتباط بين انسان و خدا دارد كه اگر اين حل شود، بيماري شفا مي‏يابد. بدون شك، شفاي حقيقي، شفاي از جانب خداوند است و هيچ درماني بدون حضور خداوند كامل و نهايي نيست. بنيادي‏ترين اصل خدا درماني بر تسليم الهي استوار است.